جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٦٧
كه حتى امريكا به ايجاد اين بحران و مخمصه رودرروى اسراييل متهم شد. دكتر آمنون راز دليل اين پيامدهاى منفى را سياستهاى يك جانبه و خودخواهانه اسراييل در سالهاى اخير مىداند؛ مانند عقبنشينىهاى نظامى براى جلوگيرى از گفتگوها و متوقف ساختن راههاى مسالمتآميز سازش ... و پيش رو قرار دادن توافقات تحميلى مانند توافق با عرفات در كمپ ديويد دوم، همانگونه كه عقبنشينى از لبنان در سال ٢٠٠٠ با هدف جلوگيرى از گفتگو با سوريه «١» انجام گرفت.
او سخنان خود را اينگونه به پايان مىرساند كه اين يعنى نفى گفتگو، به رسميت نشناختن حقوق ديگران و بلكه به معناى اين است كه در بهترين شرايط، به دنبال شريكى در طرف مقابل باشد كه حداقل توافقات را بپذيرد.
وى با انتقاد از جناح چپ و راست در اسراييل مىگويد:
وخامت كنونى اوضاع به دوران ايهود باراك و زمامدارى چپىها مىرسد كه تلاش مىكردند تا توافقنامه را به فلسطينىها ديكته كنند به گونهاى كه اگر آنها توافق نامه را نپذيرند، اسراييل براى قلع و قمع ايشان توجيه كافى داشته باشد. سپس شارون روى كارآمد و پس از آن نيز اولمرت تا اين راه خطا را به پايان برسانند؛ زيرا از نظر اسراييل صلح به معناى چارچوب همكارى نيست بلكه ابزارى است براى جلوگيرى از انزواى اين كشور.
وضعيت كنونى و نتيجه جنگ لبنان الآن اينگونه است؛ زيرا گزينه پيش رو سازش و تسليم يا انزوا است. به نظر او تنها نتيجه كنونى و آتى اين شرايط نفرت، دشمنى، و خشونت است و قاعدتاً خشونت هم خشونت در پى دارد.
ناكامى اسراييل و دست كشيدن از اهداف جنگ از همان روزهاى نخست جنگ، به تدريج بشارت شكست جنگ به گوش مىرسيد، تا جايى كه يكى از استراتژيستهاى اسراييل به نام زئيف شيف هشدار داد كه اگر در اين رويارويى اسراييل آسيب ببيند، جايگاه راهبردى و نظامى آن در منطقه دگرگون شده و بازدارندگى آن در برابر جنگهاى چريكى و تسليحات موشكى از بين خواهد رفت. «٢»