جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٦٣
سرباز اسرائيلى با وضعيت دشوارى روبرو شد، حزب الله به كمك آن شتافت و بالاخره اينكه حزب الله موفق شد با پشت سر گذاشتن اختلافات داخلى درباره سلاح مقاومت، لبنانىها را عليه اسراييل متحد كرده و جايگاه سياسى خود را در لبنان مستحكم كند.
اين دلايل و دستاويزها اسراييل را به تصميم حمله سوق داد.
حاصل سخن اينكه در روزهاى نخست جنگ، اكثريت افكار عمومى مردم اسراييل و دنيا در سايه تبليغات گسترده عليه بنيادگرايى اسلامى، تروريسم و خشونت گروههاى جهادگر، بر اين باور بود كه اسراييل در دفاع از خود مىجنگد. در همين باره سردبير مجله نومحافظهكاران امريكا هشدار مىدهد:
جنگ اعراب و اسراييل در ميان نيست، بلكه جنگ ميان اسراييل و اسلام گرايان يا در واقع جنگ ميان غرب و اسلام گرايان است ... زيرا به تمدن ليبرال دمكراسى غرب تعرض شده؛ پس بايد روى حماس و حزب الله كمتر مانور داد و سرچشمه آنها يعنى سوريه و ايران را هدف قرار دهيم. جنگ نبايد به خاورميانه محدود شود، بلكه اين جنگ، نبرد عليه اسلام راديكال است، ... آنها با شهامت تمام در حال ارزيابى ما هستند.
نشان دادن ضعف سبب جرأت آنها مىشود پاسخ مناسب هميشه استفاده از زور بيشتر ... حمايت از اسراييل و تغيير نظام ايران و سوريه است ... حتى شايد لازم باشد براى مقابله با ايران حمله به تأسيسات هستهاى اين كشور را بررسى كنيم. بيش از اين انتظار روا نيست!! «١» از مطالبى كه گذشت مىتوان دريافت كه چرا در موضعگيرىهاى كشورهاى بزرگ از جمله فرانسه و روسيه نوعى آشفتگى به چشم مىخورد و اين وضعيت تنها به دليل تسلط امريكا بر نظام جهانى نبود. وضعيت بهگونهاى شد كه در اولين نشست شوراى امنيت درباره جنگ لبنان، همه اعضا با اجماع با جانبدارى از اسراييل در دفاع از خود و مسئول دانستن حزب الله در برافروختن جنگ، درخواست آتشبس را رد كردند؛ كارى كه در تاريخ شوراى امنيت به عنوان حافظ صلح جهانى بىسابقه بود. امّا همين شورا چندى بعد، موضع خود را تغيير داد و براى جبران اجحاف در حق مقاومت لبنان، در قطعنامه ١٧٠١ خواهان برقرارى آتشبس شد گرچه همين قطعنامه نيز داراى ابهام و اجحاف است.