جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٥٥
آرى، اسرائيل با يك شور و هيجان وصف ناشدنى، سرمست از «حق بودن آرمان خود» و برترى نظامى و سرخوش از يك وحدت داخلى و نيز هيمنه و هيبت شكستناپذير به سوى جنگ شتافت. از نظر اسرائيل اين جنگ فرصتى براى پاك كردن لكه ننگ شكست سال ٢٠٠٠ و بازگرداندن حيثيت از دست رفتهاش نيز بود، و هرگونه شك و شبههاى درباره درستى و ضرورت جنگ خيانت محسوب مىشد. ژنرالهاى ارتش سرمستانه و بدون لاپوشانى خوشحالى خود، اعلام كردند كه به زودى كار را يكسره خواهند كرد. موضوع قابل توجه اينكه همه مىديدند حملات جنگندههاى اسرائيل، سرمستى و ولع شديد خرابى، مرگ و كشتار را در لبنان در پى دارد، اما هيچ كس درباره قربانى مورد تجاوز واقع شده اندكى نگرانى و اندوه نشان نمىداد! متأسفانه، برخى از كارشناسان امور لبنان كه به دليل تمايلات سياسى از حمله اسرائيل شادمان هم بودند، حتى چنين اظهار داشتند كه «قربانى»- يعنى لبنان- به زودى از دست حزب الله و مقاومت اسلامى خلاص مىشود؛ نخست وزير لبنان، فؤاد سنيوره، پيشاپيش از وزير خارجه امريكا، رايس تشكر كرده و از حوصله و بردبارى ايشان قدردانى كرد كه در اجراى سريع طرح حذف حزب الله بر اساس قطع نامه شوم ١٥٥٩ شتاب زده عمل نكرد.
ولى طولى نكشيد كه براى همه متجاوزان، شماتتگران و كسانى كه سرمست و خوشحال بودند، روشن شد كه اين جنگ پيروزى ندارد و اسرائيل و هم پيمانانش نمىتوانند از صحنه جنايت فرار كرده و همه چيز را ناديده گرفته، به زندگى عادى خود بازگردند. اسراييل زخم خورده لبنان را ترك كرد و فرماندهان ارتش و رهبران سياسى يكديگر را به كوتاهى و شكست متهم مىكردند.
اسرائيل براى جنگ شتاب مىكرد تا قدرت بازدارندگى از دست رفته را بازيابد، ولى كاملًا شكست خورد، و بر حقد و كينه ديگران نسبت به خود افزود. اين رژيم تمام سلاحهاى مجاز و ممنوع را در جنگ لبنان به كار گرفت مگر بمب اتم، امّا امنيت و اعتماد به نفس خود را از دست داد. شكست اسرائيل به جز يك رشته شايعات عليه خود و ديگران چيز ديگرى به دنبال نداشت؛ مثلًا، ادعاى اينكه نابودى لبنان و كشتار و آواره كردن مردم اين كشور پاسخى معقول و منطقى در برابر ربودن دو سرباز اسرائيلى بود كه به منظور مبادله با اسيران لبنانى در بند اسرائيل به مدت سه دهه ربوده شدند و نيز ارائه تصويرى از حزب الله به عنوان يك سازمان نازى و نژادپرست.