جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٥١
ديگر آن اهميت راهبردى را براى امريكا ندارد، زيرا اين كشور علاوه بر داشتن ارتباطى مستحكم با ايران و نيز رابطه با جنبشهاى مقاومت فلسطين و لبنان و موضعگيرى تند در موضوع بحران خاورميانه، از مخالفان جدى حمله امريكا به عراق بود.
با اين توصيف مىتوان گفت، پس از تثبيت اوضاع در عراق، دولت امريكا، انگيزه كافى براى ضربه نظامى به ايران يا سوريه يا هر دو را دارد، امّا به دليل مشكلات فراروى اين كشور، امريكا مجبور شده در محاسبات خود تغييراتى داده و بدون دست برداشتن از اهداف اساسى خود، مشكل سوريه و ايران را به گونهاى ديگر حل و فصل كند. به همين دليل اكنون گزينه نظامى را به كنارى نهاده و براى فشار به ايران، پرونده هستهاى را به عنوان يك گزينه مناسب، در دستور كار قرار داده است و براى فشار به سوريه نيز پرونده لبنان و حزب الله را موضوع مناسبى مىداند.
به نظر مىرسد، براى امريكا دشوار است تا به تنهايى به هر يك از پروندههاى ايران و سوريه بپردازد، به همين دليل نياز شديدى به بهبودى رابطه خود با كشورهاى سركش اروپا، به ويژه فرانسه دارد و آماده است تا اختلافات پيش آمده با اين كشور بر سر حمله به عراق را كنار بگذارد.
تحولات جهان و منطقه عربى، پس از جنگ عراق موجب شد فرانسه و امريكا درباره زمينههاى مشترك گفتگو كنند. ارزيابى فرانسه از اوضاع اين است كه امريكا پس از اشغال عراق، توانسته است بهتر به مقدرات و سرنوشت خاورميانه و ذخاير نفتى اين منطقه چنگ بزند؛ امريكا نيز به ويژه پس از فروپاشى دولت عراق و افزايش مقاومت در آن، دريافته كه به تنهايى نمىتواند با تحولات پس از اشغال رويارويى كند. و از آنجايى كه تندروىهاى امريكا به رهبرى بوش، بر اين باور بودند كه جنگ عراق تنها گامى است در راستاى هدف راهبردى «مبارزه فراگير با تروريسم» بيشتر به اين نتيجه رسيدهاند كه به تنهايى و بدون توافق بينالمللى وارد قضايايى مانند جنگ عراق نشوند؛ به همين دليل بدون همكارى فعال فرانسه، دستيابى امريكا به يك توافق بينالمللى، امكانپذير نيست.
شايد هم، فرانسه احساس مىكند به هر قيمت كه شده، امريكا اين كشور را ترك نخواهد كرد و دير يا زود هم بر مشكلات آن فائق مىشود. همچنين منطقه در شرف توافق «سايكس- بيكو» ى جديد قرار دارد و اگر اين بار خود را كنار بكشد، در تقسيم غنايم سهمى به او نخواهد رسيد. تنها با اين تحليل مىتوانيم دريابيم چرا لبنان به عرصه اصلى ايفاى نقش جديد فرانسه تبديل شده و چرا اين كشور با تمامى اهداف جهانى و منطقهاى امريكا، همگام و همسو شده است.