جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٤٤
٢. جامعه بينالملل كه تحت نفوذ آمريكا مىباشد، و با بى اعتنايى به وقايع لبنان، فلسطين و عراق مىنگرد، در موضع طرفدارى شديد از اسرائيل و ددمنشىهاى اين رژيم قرار دارد و در همين حال اين جامعه جهانى دموكراسى را به منطقه نويد مىدهد. اما هنگامى كه ملت فلسطين با دنبال كردن قواعد دموكراسى و همچون هر كشور ديگرى، نمايندگان و دولت خويش را برمى گزينند، انتخاب آنان باطل اعلام مىشود و نتايج انتخابات آنان تهديدگر امنيت و صلح بينالمللى قلمداد مىشود. در لبنان هم چنين وضعيتى حاكم است. هنگامى كه مردم لبنان با اكثريت قاطع گزينه مقاومت را انتخاب مىكنند، انتخاب آنان به دليل اينكه تهديد گر صلح منطقه و جهان مىباشد، پذيرفته نمىشود. اين چهره استعمار نوين است كه با نام جامعه جهانى ظهور كرده است و تنها دموكراسى اسرائيلى را به رسميت مىشناسد. دموكراسى كه در آن ملتها نابود شده و سرمايهها و منابع آنان به غارت مىرود. اين جامعه جهانى يك يا دو سرباز اسرائيلى را مهم تر از يك ملت مىداند. به همين دليل ددمنشى و خوى وحشيانه اسرائيل را توجيه مىكند. همچنانكه اشغال و چپاول در افغانستان، عراق، فلسطين و لبنان را توجيه مىكند. نكته اسفبار اينكه بسيارى از حاكمان كشورهاى عربى براى پنهان كردن كوتاهىها و تبانىهاى خود با جنايتكار، دفاع از نفس را ماجراجويى توصيف مىكنند! ٣. جنگى كه اسرائيل عليه لبنان آغاز كرد، از اهداف و شاخصههاى آشكارى برخوردار بود.
هرچند مقاومت دو سرباز را به اسارت خود درآورد، اما اين رويداد، دليل بروز جنگى وحشيانه نمىباشد. بلكه علت شروع اين جنگ انتقام گيرى از دستاورد و پيروزى بزرگ لبنان و مقاومت لبنان در سال ٢٠٠٠ ميلادى است. امرى كه اسرائيل از زمان پيدايش خود تاكنون به ياد ندارد.
چراكه اسرائيل پيوسته درصدد برترى خود بر اعراب بوده است. در همين راستا اسرائيل پيوسته تلاش كرده تا قطعنامههاى بينالمللى و هر قطعنامه صادره ديگر از سوى اتحاديه عرب و يا سران عرب را به سخره بگيرد.