جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٣٤٨
جهانى امريكا بر ضد تروريسم پرسشهايى را پيش روى قرار داده است. اين امر استراتژى امريكا را كه اسرائيل را از سال ١٩٩١ در سايه قرار داده و پنهان نموده بود، دچار تحول مىكند.
٩. جنگ اخير نشان داد، مشكل امنيتى كه اسرائيل با آن روبروست سه بعد جغرافيايى، جمعيت شناختى و توپوگرافى دارد.
١٠. شكست اسرائيل از هفته دوم جنگ موجب شد در ذهن اعراب، «غلبه بر رژيم شكست خورده» نقش بندد. اين امر زخمى كهنه و دردناك را درمان كرده و تمامى دلهاى تشنه در كشورهاى عربى را سيراب نموده است. چراكه اگر چندهزار جوان لبنانى در طول پنج هفته پى در پى با فداكارى مىتوانند نيرومندترين ارتش خاورميانه را شكست دهند، بايد گفت كه اعراب دچار ناتوانى ژنتيكى، وراثتى و يا فرهنگى نيستند و اين ناتوانى تنها در نهادهاى سياسى و ساختار ارتشهاى عربى و باورهاى رزمى آنان يافت مىشود. «١» درباره قطعنامه ١٧٠١ در پايان چندجملهاى درباره قطعنامه ١٧٠١ بيان مىنماييم. اين قطعنامه ديدگاه امريكا در خصوص نزاع ميان لبنان واسرائيل را متجلى مىسازدكه بر اصل «يك بام و دو هوا» بنا شده است.
اين ديدگاه اساس مشكل را تنها وجود شبه نظاميان لبنانى در سازمان حزب الله مىداند. در حاليكه اكثريت مردم لبنان، اعراب و مسلمانان بر اين باورند كه مقاومت شجاعانه و قهرمانانه، تنها نگاهبان باقيمانده براى پاسبانى از كرامت امت است. بىترديد نگاه امريكايى- صهيونيستى برخلاف حقيقت و به دور از حقانيت است. چراكه تنها از يك زاويه به نتيجهنگرد ولى از علل و اسباب چشم فرو مىبندد. اين علل عبارتند از جنايتها، تجاوزها و نقض پيوسته حقوق از سوى اسرائيل، كه از راه دريا، خشكى و هوا دنبال مىشوند. علت ديگر اشغال مزارع شبعا و تپههاى كفرشوبا و نيز وجود لبنانىها در زندانهاى رژيم صهيونيستى و تهديد رهبران حزب الله به ترور، مىباشد. كاشتن ميليونها مين و بمبهاى ساعتى در نقاط مختلف لبنان نيز از ديگر علتهاى بروز اين نتيجه مىباشد. چرا كه اين مينها به طور تقريباً روزانه جان دهها شهروند