جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٣٣٦
سرنوشت لبنان اشك تمساح مىريزد ... از نظر آنان ما هميشه افرادى شرور هستيم.
بنابراين گفتار و اعتقاد آنها ربطى به مسايل اخلاقى ندارد ... اين مشكل ارزشى و اخلاقى مربوط به خودمان است آيا اين منطقى نيست كه ما خودمان به يك راه حل اخلاقى برسيم؟ آيا اين درست نيست كه ما با اتخاذ يك تصميم آگاهانه، معيار مسايل اخلاقى خود را كمى پايين بياوريم و به دشمنى را كه رفتار دزدان و قاچاقچيان مواد مخدر را دارد حمله كنيم؟ من هيچ مشكلى ندارم كه از نظر خودم حداقل اخلاق را داشته باشم ... من آمادهام تا حزب الله و تمامى حاميان و پشتيبانان و حتى هر كه را كه بوى حزب الله مىدهد نابود كنم ...
بايد افراد نيك آنها به جاى نيكان ما بميرند ... پس از فاجعه بنت جبيل، ما حق نداريم پاىبند به اخلاقيات باشيم ... بايد با قدرت تمام آنان را نابود كنيم و در مقابلْ احساس خوشبختى كنيم نه اندوه.
ما بايد فرياد كسانى را كه به نظر خودشان طلايهداران فرهنگى هستند كنار بگذاريم! گفتههاى سردبير آحارنوت بهانهاى بيش نيست، او خود را نسبت به اخلاق و قوانين جنگى به نادانى زده است. در واقع ناديده گرفتن اخلاق حرفهاى رسانهاى از سوى او دو معنا مىتواند داشته باشد، اول: وى بدون اينكه به خوانندگان خود بگويد كه مواضعش مخالف اصول حقوق بشر است، مىخواهد از قدرت نفوذ استفاده كرده و قتل و كشتار و آوارگى دسته جمعى مردم لبنان را توجيه كند. به عبارت ديگر نويسنده خيلى مزورانه بيان نكرده كه موضع او با حقوق بينالملل جنگ در تناقض و تضاد آشكار است.
دوم: حتى اگر نويسنده براى خوانندگان بيان مىكرد كه موضع او مخالف قوانين بينالمللى است، به ويژه يكسان انگاشتن نظاميان و غير نظاميان، همين كه او خواهان زير پا گذاشتن قوانين بشرى است، اين رويكرد و خواسته او با اصول و اخلاق حرفهاى رسانهاى تناقض دارد، زيرا او مىگويد تمام غير نظاميان از جمله كودكان، پيرزنان، پيرمردان و افراد ناتوان، همگى بايد كشته و نابود شوند. در حالى كه مهمترين وظيفه رسانه آزادى بيان و اطلاعرسانى مىباشد، رسانههاى اسراييل هرگز در اين زمينه به وظيفه خود عمل نكردند.
به همين دليل اقدام اسراييل به بمبباران دكلهاى فرستنده راديو و تلويزيون لبنان، آنتنهاى گيرنده، ساختمان استوديوى تلويزيون «المنار» راديو نور و تجاوز به حقوق خبرنگاران