جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٩٧
سافر معتقد است، وقايع غزه و لبنان، تمايل حماس به تشكيل دولت وحدت ملى با مشاركت فتح براساس «سند مبادله اسيران» و طرح صلح عربستان، همگى يك فرصت جديد را براى اسراييل فراهم آورده، يعنى يك گام به جلو و به رسميت شناختن غير مستقيم اسراييل.
او مىگويد، استقبال از سوريه به نابودى محور ايران- سوريه- حزبالله منجر مىشود، البته بهاى آن بازگرداندن بلندىهاى جولان به سوريه است. منطقه جغرافيايى در دوره جنگ موشكى ارزش چندانى ندارد.
او مىگويد: جنگ دوم لبنان يك فرصت طلايى براى اقدامات سياسى ضرورى را فراهم كرد تا يك حصار محافظ و واقعى دور اسراييل بكشيم، امّا گويا ركود سياسى فعلى به سوى خطر گام برمىدارد.
همچنين، نويسنده اسراييلى، جدعون ليوى، «١» مىگويد:
تاريكى اخلاقى و بىعقلى بر سر اسراييل سلطهجو خيمه زده است. جناح چپ دنبالهرو راستهاى افراطى هستند و خطر اين وضعيت كمتر از خطر كاتيوشا نيست.
او مىافزايد: «اگرچه موانع موجود در حال ذوب شدن است، امّا حماقت ساليان اخير در اسراييل رو به افزايش مىباشد.» و ادامه مىدهد: جبهه داخلى كه درباره آن بسيار هم سخن مىگويند، دو پاره شده است: جبهه شمال كه از آسيب زخمى شده و جبهه مركزى بىقيد و بند، امّا در همه جا صداى پرحرارت انتقام به گوش مىرسد. تندروهايى كه قبلًا در حاشيه قرار داشتند، امروزه ميداندار شدهاند، جناح چپ هم بار ديگر به خطا رفته و فقط سكوت اختيار كرده يا به اشتباهات خود اعتراف مىكند؛ امروز اسراييل يك پارچه سيماى نژادى و متعصب به خود گرفته است. خرابىهايى را كه در اسراييل به وجود آمده، براى هيچكس مهم نيست و كسى به آن توجهى ندارد ... تحليلگران، ژنرالهاى بازنشسته و سياستمداران در ارائه پيشنهادات افراطى مسابقه مىدهند. حاييم رامون نمىداند چرا تا به حال بعلبك نابود نشده و ايلى ايشان پيشنهاد مىكند كه بايد جنوب لبنان را به تلى از خاكستر تبديل كنيم. در اين ميان خبرنگار نظامى براى تقويت روحيه مردم، پيشنهاد مىكند كه بايد اجساد كشتهشدگان حزبالله را نمايش دهيم، برخى نيز معتقدند كه هيچ گرايش انسانى و عاقلانهاى در اين پيشنهادها به چشم نمىخورد.