جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٩١
شارون هم در تابستان سال ٢٠٠٣ به همين ورطه گرفتار شده بود، فروپاشى سياسى، كاهش محبوبيت و تشكيل پروندههاى تحقيق عليه او. امّا او با عقبنشينى از غزه به جلو خيز برداشت. طرح قطع ارتباط غزه و كرانه باخترى نيز او را وارد يك درگيرى سياسى مشكل كرد، با اين وجود همگان مىدانستند كه او دولت را در سادهترين مسير هدايت خواهد كرد و اگر براى مدتى طولانى به كما نرفته بود، براى بار سوم نخست وزير مىشد.
الآن نوبت اولمرت است كه راحتترين راه را بيابد. اگر پس از شكست جنگ لبنان، وى به دنبال بازىهاى سياسى و درگيرى با بازرس دولت باشد، به زودى كنار گذاشته مىشود، و اگر همچنان كشور را با ضعف و ناتوانى اداره كند، محبوبيت او از ٢٠ درصد به ٢ درصد كاهش پيدا خواهد كرد.
بن سخنان خود را اينگونه پايان مىدهد: به تازگى اولمرت حرفهاى بزرگى زده است:
«تغيير نظام حكومتى، اصلاح قانون اساسى، بازسازى شمال، سازش با فلسطينىها، پايدارى و ايستادگى در مقابل ايران، صلح با لبنان، رويارويى و مقابله با حماس، درمان فقر ...» آرى، اينها سخنانى زيبا و دلنشين به نظر مىرسد، ولى عملى ساختن همه آنها ممكن نيست بلكه بايد مهمترينها را برگزيد. كدام نخست وزير اسراييل توانسته است اين همه كار مهم را به يك باره انجام دهد؟ البته بايد در نظر داشت عملى ساختن خيلى از آنها بستگى به سياست خاورميانهاى امريكا نيز دارد. «١» نويسنده اسراييلى، نداف ايال، اعتقاد دارد كل جامعه اسراييل در فساد غرق شده است و مسئوليت تنها متوجه رهبران نيست، اما راه حل نيز انتخاب رهبرانى پاك و بدون سابقه فساد براى رهبرى جامعه است. او مىگويد:
مردم را نمىتوان تغيير داد امّا رهبران را مىتوان تغيير داد.
به نظر ايال، اسحاق رابين آخرين نخست وزيرى است كه پليس درباره او تحقيق و بازجويى به عمل نياورده، امّا پس از او چهار قيصر روى كار آمدند: نتانياهو، باراك، شارون و اولمرت. تاريخ هرگز از اين افراد به نيكى ياد نخواهد كرد. بعد از تجربه جنگ لبنان، اسراييل به رهبرى پاك نياز دارد كه به راحتى اعلام كند، گذشتهاى پاك دارد.