جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٩
سلاح مقاومت اسلامى لبنان در آزادسازى اين كشور و بازگرداندن اعتبار و اقتدار به حكومت به عنوان يك نماد نقشى بهسزا داشت؛ همچنانكه مقاومت اسلامى توانست شرايط را براى اجراى پيمان طائف فراهم سازد و مانع از وقوع تنشهاى داخلى با صبغه طائفهگرايى و سياسى گردد، چرا كه تنها بهره برنده از اين تنشها، رژيم صهيونيستى و طرح سلطه طلبانه امريكا در منطقه به رهبرى نومحافظهكاران مىباشند.
در پيمان طائف، بر هويت لبنان و عربى بودن آن و نيز آزادسازى آن از چنگ رژيم صهيونيستى تأكيد شده بود. مقاومت نيز تمام تلاش خود را براى اجراى اين د جنگ ٣٣ روزه ٣٧ جنگ تابستان ٢٠٠٦: جنگ از قبل طراحى شده از سوى امريكا و اسرائيل ص : ٣٦ و بند به كار بست و پس از ٢٢ سال اشغال اراضى لبنان، توانست اين رژيم را در سال ٢٠٠٠ ميلادى به عقبنشينى و آزادسازى اين اراضى وادار نمايد. ترسيم خط عقبنشينى كه خط آبى ناميده شد، از سوى سازمان ملل صورت گرفت ولى در سه نقطه، اين خط با خطوط ترسيم شده بر اساس پيمان «بوليه- نيوكمپ» در سال ١٩٢٣ منطبق نبود. در آن سال و در سايه قيموميت فرانسه و بريتانيا اين خطوط ترسيم شد و از نظر بينالمللى مورد پذيرش مىباشد. خط آبى مزارع شبعا را در خارج از منطقه عمليات يونيفل قرار داد. بر اساس گزارش دبير كل سازمان ملل به شوراى امنيت در تاريخ ١٦ ژوئن سال ٢٠٠٠، كشور لبنان وضعيت تعيين شده براى سه نقطه مذكور را نپذيرفت و بر حق حاكميت خود در مزارع شبعاى لبنان تأكيد نمود. «١» لبنان با اصرار بر حقوق مشروع خويش، خود را به همكارى كلى با سازمان ملل متحد ملتزم نمود و وظايفى را كه به موجب گزارش دبير كل سازمان ملل (٢٢ مه ٢٠٠٠) بر عهده اين كشور نهاده شد، اجرا نمود. در اين گزارش استنتاجها و توصيههاى دبير كل سازمان ملل در خصوص طرحها و مقتضيات اجراى قطعنامههاى ٤٢٥ و ٤٢٦ و ديگر قطعنامههاى مرتبط بيان گرديده بود. در تاريخ ٩ آگوست سال ٢٠٠٠ ميلادى يك نيروى امنيتى لبنان با هزار سرباز به سمت مناطق آزادشده جنوب از چنگال صهيونيستها، حركت كرد تا مأموريت خود را در قبال اعمال قانون و نظام و بازگرداندن روند حاكميت به اين منطقه انجام دهد. اما استقرار ارتش لبنان در مناطق مرزى و ادامه اشغال بخشى از اراضى لبنان به دست صهيونيستها به طور همزمان، به