جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٨٨
در واقع بازى واقعى شروع شده را از دست دادهاند، اين بازى همان پيمان خيالى ميان اسراييل و كشورهاى عربى- مصر، اردن، عربستان سعودى، امارات- است كه براى حل مشكل فلسطين همپيمان شدهاند.
سردرگمى اسراييل در انتخاب گفتگو با سوريه و رويارويى با ايران تحليلگر اسراييلى، جاكى خوجى «١» ، مىگويد كه سرنوشت جنگ دوم لبنان نشان داد كه بر خلاف تصور رهبران اسراييل، نابودى حزب الله غير ممكن است و حتى دولت لبنان نيز از عهده اين كار بر نمىآيد. ارتش اسراييل مقتدرانه جنگ را شروع كرد، امّا خيلى زود فهميد كه كارى از او ساخته نيست و تنها دستاورد آن ضربات سنگين به شبكه موشكى و نفرات حزب الله است و اين موفقيت هم در واقع موقتى است، زيرا حزب الله مىتواند در يك يا حداكثر دو سال اين خسارتها را جبران كند، پس تنها دستاورد مستمر و پايدار آن خاطره دردناك آن حتى براى نسلهاى آينده مىباشد. اين غم و اندوه نيز موجب پديد آمدن جنگجويان متعصب در دو طرف مىشود. اسراييل براى انجام يك مانور و نمايش، و حصول يك دستاورد سياسى محدود، به دنبال خروج از اين باتلاق است. ولى همه درها به روى او بسته است و تنها راه اظهار وجود، شركت در گفتگو مىباشد، آن هم فقط گفتگوى با طرف سورى. خوجى مىافزايد:
آرى، اين اقدام به شجاعت نياز دارد، ولى چارهاى نيست و اين تنها راه خروج از جنگ مىباشد و اسراييل توان انجام ديگر گزينهها را ندارد.
وى تاكيد مىكند:
صلح فورى با سوريه مجموعهاى از منافع را براى اسراييل به دنبال خواهد داشت؛ در محور دمشق- تهران- حزب الله اختلاف و رخنه ايجاد مىكند، در غير اين صورت سوريه براى باز پسگيرى جولان و ريختن خون اسراييلىها، خيلى سريع به بازسازى توان و قدرت حزب الله مىپردازد و اين دو خيلى زود به هم پيوند مىخورد. با باز پس دادن جولان، حزب الله ديگر براى سوريه كارى انجام نمىدهد. و سوريه به آن نيازى ندارد به اين ترتيب ما حتى بدون شليك يك گلوله حزب الله را در عمق هدف قرار دادهايم.