جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٨٦
سوريه مشروعيت ببخشد. در حالى كه واقعيت اين است كه همين ضعف سوريه، اسراييل را به تلاش براى امضاى پيمان صلح با سوريه واداشته است.
آنها سخنان خود را اين گونه پايان مىدهند: آرى، جولان يك ذخيره راهبردى براى اسراييل به حساب مىآيد، امّا گفتگوى با سوريه دستاوردهاى بزرگترى نصيب ما خواهد كرد، مانند: جلوگيرى از جنگ با سوريه، نابودى حزب الله، توقف حمايت سوريه از گروههاى تروريستى، انزواى ايران، تثبيت آتش بس در لبنان، تقويت جايگاه راهبردى اسراييل در خاورميانه و توجيه نيازهاى داخلى. پوشيده نيست كه صلح با سوريه به صورت اتوماتيك، صلح با لبنان، عربستان، حكومت تشكيلات خودگردان و ديگر كشورهاى عربى و اسلامى به نفع اسراييل را در پى خواهد داشت. اگر نكات مثبت و منفى مواجه با خطرات را خوب بررسى كنيم، در مىيابيم از سرگيرى گفتگو با سوريه كاملًا منطقى و توجيهپذير به نظر مىرسد.
مارتين اينديك سفير سابق امريكا در تل آويو، در مقالهاى مىنويسد:
اولمرت هم به نوبه خود، در مراسم يادبود بن گوريون، توجه مثبتى نسبت به اقدامات عربستان نشان داد و از كشورهاى عربى خواست تا بر اساس نكات مثبت طرح صلح عربستان (سال ٢٠٠٢) با اسراييل و فلسطين جهت رسيدن به صلح تشريك مساعى كنند. بيشتر كشورهاى عربى طرح صلح عربستان را پذيرفتهاند، اين طرح تأمين كننده امنيت و سلامت اسراييل و ايجاد رابطه همه جانبه با اين رژيم و پايان جنگ را در ازاى عقبنشينى اسراييل به مرزهاى ١٩٦٧ پيشنهاد مىكند، البته اسراييل و امريكا به دليل مبارزه با تروريسم تا چندى پيش توجه جدى به اين طرح از خود نشان نداده بودند.
به اعتقاد انديك، اسراييل به دنبال شكست جنگ دوم لبنان و انتفاضه دوم فلسطين خواهان احياى طرح صلح عربستان مىباشد و وظيفه جديد خاورميانه او را به اتخاذ چنين تصميمى سوق داده است، زيرا از نظر تل آويو و واشنگتن وضعيت كنونى خاورميانه اين گونه ترسيم شده است: بروز دوره جديدى از جنگ در اين منطقه با حضور تندروها در جنگ، شكست راه حلهاى سياسى، امكان مسابقه تسليحات هستهاى در منطقه، كاهش تأثير امريكا و تلاش روزافزون ايران، سوريه و حزب الله براى تسلط به منطقه.