جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٨٤
٦. بايد ميان جناح چپ و راست توافق ايجاد شود: جناح چپ جهتگيرى را تعيين كند و جناح راست روند پيشرفت و رسيدن به هدف را ترسيم نمايد. اسراييل بايد اعلام كند كه بر اساس خطوط مرزى سال ١٩٦٧ با اندكى تغيير دو جانبه و تدابير امنيتى آماده صلح است. اعلام چنين سخنى منافع ما را با كشورهاى اهل سنت پيوند مىزند، زيرا اين كشورها همان گونه كه ما از اسلام اصولگرا بيم داريم آنها نيز وحشت به دل دارند.
در همين راستا، دانى ياتوم «١» و موشه عميراف معتقدند، جنگ دوم لبنان بر خطاهاى سياسى پى در پى اسراييل تاكيدى دوباره داشت. خطاهاى ما از همان زمان گلداماير شروع شد كه پيش از جنگ روز غفران در سال ١٩٧٣ گفتگو با رئيس جمهور وقت مصر، انور سادات را رد كرد و الآن هم ايهود اولمرت به پيروى از رهبر معنوى خود، شارون، درخواست گفتگوى بدون پيش شرط سوريه را نپذيرفت.
هم چنين آنها معتقدند، «٢» علت تحجر فكرى گلداماير از اعتماد به نفس افراطى او و اعتقاد وى به دكترين سراسر اشتباه «نفوذ استراتژيك به شبه جزيره سينا بهتر از صلح است» سرچشمه مىگرفت، در آن زمان يعنى سال ١٩٧٢ انور سادات در مصاحبه با يك روزنامه اتريشى خطاب به اسراييل اعلام داشت، ما آماده صلح با اسراييل هستيم، اگر دست رد به سينه ما بزنند، من با يك ميليون سرباز به جنگ اسراييل خواهم رفت. گلداماير با ديده تحقير به اين سخنان برخورد كرد و گفت:
آنها حتى نمىتوانند از كانال [سوئز] رد شود.
و وزير دفاع موشه دايان نيز درباره اهميت بعد امنيتى سينا اعلام كرد:
شرم الشيخ بدون صلح بهتر است از صلح بدون شرم الشيخ.
به اين ترتيب تحجر فكرى نخست وزير و وزير دفاع، در محك زدن تمايل مصر به صلح سبب يك خطاى بزرگ و راهبردى شد. يك سال بعد سادات به وعده خود عمل كرد و وارد جنگ با اسراييل شد، دكترين دايان و ماير شكست خورد و ٢٧٠٠ سرباز اسراييلى فداى غرور و حماقت آنها شدند.