جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٧٨
بر اساس اين تحقيق، مواجه شدن سياستهاى خارجى امريكا با مشكلات فراوان در منطقه، اولين نتيجه جنگ سياسى قلمداد مىشود. و بالاخره اين كه آخرين بخش اين تحقيق به موارد مهم زير اشاره دارد:
١. پيروزى حزب الله ثابت كرد، امكان شكست اسراييل و يا هر نيروى بزرگ نظامى غربى كه وارد يك جنگ همه جانبه شود، وجود دارد، حتى اگر تاكتيك نظامى مناسب را در طولانى مدت به كار بَرَد.
٢. پيروزى حزب الله به ملل جهان اسلام ثابت كرد كه گدايى كشورهاى اسلامى و عربى از امريكا براى پاداشهاى سياسى هيچ سودى ندارد.
٣. پيروزى حزب الله تأثير شكنندهاى بر همپيمانان امريكا در منطقه داشت، حمايت مردمى جهان عرب از حزب الله رهبران عرب حامى امريكا را در يك تنگنا قرار داده است و بروز يك بحران جدى ديگر حكومت آنان را متزلزل خواهد كرد.
٤. پيروزى حزب الله دولت اسراييل را شديداً ضعيف كرده، به گونهاى كه اسراييل قدرت بازدارندگى خود را از دست داده و بايد آن را احيا كند.
٥. پيروزى حزب الله آرزوى راه حل سياسى (براى پايان) درگيرى اسراييل- فلسطين و اسراييل- اعراب را به گور فرستاد.
٦. پيروزى حزب الله موجب گشته تا رهبرى سياسى اسراييل نتواند راهبرد ژئواستراتژيك اسراييل را ترسيم كند.
٧. جايگاه و موقعيت حزب الله و همپيمانان او در لبنان بسيار قوىتر شده است.
همچنين بيرى و كروك معتقدند كه نشانههاى پيروزى قطعى حزب الله فراتر از حدس و گمانهاى كارشناسان اروپا و امريكا مىباشد. قدرت اسراييل و امريكا لطمه ديده در حالى كه هنوز خاورميانه جديد آنها شكل نگرفته است. «١» در اين جنگ اسراييل، در زمينههاى گوناگون آسيب جدى ديد، به ويژه در زمينه راهبرد سياسى مديريت بحران. عكيفا الدار در اين باره مىگويد: «٢»