جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٧٥
وى مىافزايد: شايد اين خصومت و ستيز، از سرشت خودخواهانه ما، نگاه نكردن به همسايگان و عدم توانايى ما براى ديدن آنها حتى از فاصله يك مترى سرچشمه بگيرد. چيزى به نام صلح يكجانبه و يكطرفه وجود ندارد. همچنانكه چيزى با نام جنگ يك طرفه وجود ندارد. رقص مرگ به دو نفر نياز دارد. همچنانكه رقص شادى نيز به دو نفر نياز دارد. ما تصميم گرفتيم به تنهايى برقصيم گويا كه اعراب وجود ندارند و يا نامرئى هستند، اعراب شايسته و اهل رقص نيستند. البته اين گفته به اين معنا نيست كه در گذشته تماسى اميدوار كننده بين دو طرف برقرار نشده است. ولى اين تماسها انگشتشمار بودند. اما فقط دو ماه قبل، نخستوزير دولت جديد ما ايهود اولمرت ديدارى مناسب را با حسنى مبارك، رئيس جمهور مصر و ملك عبدالله، پادشاه اردن انجام داد. ميان آنان لبخندهايى ردّ و بدل شد و دستان خود را بر شانه يكديگر گذاشتند ... اولمرت با همه سخن گفت به جز ابومازن ... اسرائيل درحالىاز لبنان و غزه خشمگين خارج شد كه براى هماهنگى در اقدامات با طرفهاى ذيربط اندك تلاشى ننمود. اسرائيل با بستن درى ديگر، براى خروج يكجانبه از كرانه باخترى برنامهريزى نمود به جاى سخن گفتن با دشمنان، اگر نگوييم فقط با وكلاى امريكايى خود، فقط با دوستان خويش گفتگو مىكنيم. ما زبان انگليسى را همچون زبان مادرى تلقّى نموديم و زبان عربى را نيز تهديدى وجودى و بر ضد هستى خود قلمداد كرديم و گره زدن آينده، ارزشها و حيات خويش به منافع امريكا به عنوان اقدامىكارآمد و هميشه سودمند، تاكنون ثابت نشده است. ما هيچ زمانى مانند امروز دچار فقدان امنيت نشده ايم. يكى از اقدامات ناشى از نوميدى ما، اين است كه به گرد خود ديوار مىكشيم و نماد رستاخيزىِ ملى خود را يك گتوى يهودى، همراه با استحكاماتى از هر طرف بسته شده، قرار مىدهيم.
بن سيمون مقاله خود را اينگونه پايان مىدهد: زمانى كه يأس و نوميدى از همسايگان و از صلح در فرهنگ ما گسترش يابد، اسرائيلىها زمام قدرت را به دست افرادى تندرو چون افيگدور ليبرمن قرار خواهند داد تا به گفته يكى از ساكنان عصبانى شهرك كريات شمونه، شرايط جنونآور را به دست افرادى مجنون بسپارند.
در پايان به نوشته عكيفا الدار «١» اشاره مىكنيم. وى مىنويسد: اسرائيل پس از جنگ لبنان به ناچار بايد راه حل سياسى چند جانبه را بررسى كند. چرا كه راه كارهاى دوجانبه و يك جانبه