جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٧٣
الگوى زندگىاش، رفتارش با محيط پيرامونى خود، درستى شخصيت وى و سطح اخلاقى او بپردازيم. اما اين روزها، عادى نيستند و به حق بايد اقدامى بزرگ رخ دهد تا تغيير ايجاد شود. باراك يك بار تلاش كرد اقدامات بزرگى انجام دهد. وى كوشش كرد ولى شكست خورد، اما همين كه تلاش كرد خوب است. وى از ارائه هموار كردن موانع سخن نگفت و طرح ليونى (وزيرخارجه اسرائيل) را تأييد نكرد، وى وارد جنگى شكستآور كه جايگزينى براى آن بود، نشد. وى به تخليه «مقرهاى غير قانونى» و طرح «تجميع» اعتنايى نكرد. باراك از راه حل فراگير و جامع سخن گفت، از گامى بزرگ سخن مىگفت تا بدون سازشهاى مقطعى و طرحهاى نقشه راه، از اين گسست عبور كند.
اولمرت و نتانياهو، دو نخست وزير شكست خورده اسرائيل مىباشند. اين دو حتى تلاش نكردند گامى بزرگ بردارند تا وضعيت اشغالگرى بىمانندى را كه مىتواند آينده اسرائيل را به خطر بيندازد، از بين ببرند؛ چراكه تمامى خطرهاى ديگر كه از داخل و خارج اسرائيل رو در روى اين كشور قرار مىگيرند، برآمده از اين خطر بوده، يا اينكه از اهميت ثانوى برخوردارند. اين فرصت براى اولمرت و نتانياهو وجود داشت اما آنان حتى به بهره گيرى از اين فرصت نيز فكر نكردند.
وى ادامه مىدهد: براى ايالون فرصت پيش نيامد. اما اظهاراتش تاكنون نشانه اراده وى براى جستجو نمودن اين فرصت نيست. نبود تجربه سياسى نيز در شرايط كنونى وى را از اين منصب دور مىسازد. سياست نيز يك حرفه است و ايالون چنين حرفهاى را ندارد ... همه كنار مىروند و در نهايت باراك و با وجود عيوبش باقى مىماند. اين مردى است كه دروغ بزرگى را گفت: شريك فلسطينى وجو جنگ ٣٣ روزه ٢٨٢ تاكيد تحليلگران غربى و صهيونيستى به شكست اسراييل ص : ٢٧٧ د ندارد. نيز رسوايى اخلاقى وى در وقايع اكتبر سال نحس ٢٠٠٠ ميلادى [كشته شدن ١٣ عرب از عربهاى ١٩٤٨ كه در همبستگى با برادران خود در انتفاضه اقصى تظاهرات كردند.] براى هميشه با او همراه خواهند بود. همچنين اشتباههاى سرنوشتسازى كه در كمپ ديويد [دوم] مرتكب شد و ما تا به امروز هزينه آن را مىپردازيم. نبايد از تمامى اشتباههاى وى بگذريم، اما بايد گزينهاى را بررسى كنيم كه با روى كار آمدن وى مطرح خواهد شد: گزينه بازگشت به روزهاى بزرگى كه در آن روزها به دنبال تقسيم قدس و حق بازگشت و مرزهاى ١٩٦٧ بوديم تا نزاع را يكسره كنيم. آن روزها به مسائلى چون تغيير شيوه حكومت و يا هموارسازى عبور از گذرگاهها سرگرم شديم. بنابراين ما صداقت باراك را نمىخواهيم بلكه ما رهبرى وى را مىخواهيم.
ليوى در پايان مىگويد: باراك كسى است كه ارتش را به طور ضربتى از لبنان خارج كرد و پس از آن به امور حياتى و مهم ذيل اهتمام ورزيد: