جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٦
پيامدهاى عقبنشينى اسرائيل از جنوب لبنان در سال ٢٠٠٠ بيان اينكه اسرائيل از زمان عقبنشينى مفتضحانه خويش از لبنان (سال ٢٠٠٠) ناچار شد با دورهاى جديد سازگارى پيدا كند، هرگز مبالغهآميز نيست! دورهاى كه در آن بسيارى از شايستگىها را براى ايفاى نقش سياسى و يا نظامى مؤثر در منطقه و نيز جايگاه خود را از دست داد.
عقبنشينى تحقيرآميز و اجبارى يك اعتراف رسمى و عملى به از دست دادن موقعيت خود به عنوان توان بازدارنده منطقهاى به شمار مىرود. اگر چه اسرائيل پس از آن تلاش كرد اين زيان را جبران نمايد و از همين رو كوشيد عقبنشينى خود را اجراى قطعنامه ٤٢٥ شوراى امنيت جلوه دهد؛ در حاليكه اسرائيل در طول ٢٢ سال پيش از آن با طغيان و عربدهكشى از اجراى اين قطعنامه خوددارى مىكرد! همچنين درصدد برآمد تا عقبنشينى خود را عملياتى هوشيارانه براى جلوگيرى از فرسايش نيروهاىاشغالگر از يك سو و تلاش براى ايجاد آشتفگى و سراسيمگى در سوريه و لبنان و به دست آوردن وحدت ملى در اسرائيل از سوى ديگر به تصوير بكشاند.
اما با وجود اين مانورها و تلاشها، عقبنشينى به عنوان پيروزى بزرگ حزب الله و پيروزى كشور و ملت لبنان همچنان مىدرخشد، چون پس از اين عقبنشينى تمامى تلاشهاى سازش طلبانه سياسى با شكست مواجه گرديد و دروغ بودن پيمان اوسلو آشكار گرديد. انكار اجماع ميان اعراب بر سر اعلاميه بيروت در سال ٢٠٠١ مبنى بر دستيابى به صلح هميشگى، از سوى شارون، موجب شد ضربه معنوى سهمگينى بر اعراب وارد آيد. شارون پس از اين اقدام حملهاى ويرانگر را بر ضد حكومت خودگردان انجام داد كه به حبس ياسر عرفات در دو اتاق در رام الله و به احتمال قوى به مسموم كردن وى و در نهايت مرگ او منجر شد. در مرحله بعد شارون وارد مبارزهاى جدى با دولتهاى فلسطينى پس از عرفات گرديد (به رياست محمود عباس به نمايندگىاز جنبش فتح و يا به رهبرى اسماعيل هنيه از حماس). شكست اسرائيل در لبنان به سال ٢٠٠٠ ميلادى و دست كشيدن از مزدوران، بيانگر اين حقيقت بودند كه سلطه مشترك اسرائيلى- امريكايى رو به نابودى نهاده است و مىتوان از طريق رويارويى با كمترين توان، امّا با تكيه بر ايمان، صبر و عملكرد صحيح به اين واقعيت دست يافت. اين ويژگيها در شخصيت دبير كل حزب الله لبنان سيد حسن نصرالله به بهترين شكل تجلى يافته است، امرى كه دشمن قبل از دوستان به آن گواهى مىدهد.