جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٥٠
به جاى آن، با مخالفان خود و مخالفان وجود اسرائيل (ايران و اعراب) بجنگد. نياز شديدى به ميانجىگرى فردى چون كسينجر وجود دارد تا اين انديشههاى منطقى را به طرح صلحى مبدل سازد كه براى اسرائيل و همسايگانش تضمينكننده ثبات نسبى باشد.
يوسى لابيد، «١» عضو كنيست اسرائيل معتقد است: طبيعت روابط موجود در منطقه دستيابى به صلح بالفعل را ناممكن ساخته است، حتى اگر براى تحقق صلح، اسرائيل تصميم به بازگشت به مرزهاى سال ١٩٦٧ بگيرد و اجازه بازگشت آوارگان فلسطينى را بدهد. چون رهبران كشورهاى عربى و اسلامى- از نظر وى- در حال پذير ش حقيقت وجود اسرائيل مىباشند. اما اين پذيرش بالفعل و اصولى نمىباشد. چون آنان به خوبى مىدانند كه توان اسرائيل به چه ميزان است و نيروى لازم براى محو اسرائيل بدون اينكه خود محو شوند، به چه اندازه است. پس بازدارندگى اساس و بنيان رابطه بين ما و آنان است، نه آرزوى بزرگى كه برخى مىپندارند به ملل دوستدار يكديگر مبدل گشته ايم. در تمامى جهان اسلام كه بيش از يك ميليارد مسلمان را در بردارد، تاكنون كسىبرنخاسته كه حقيقت اسرائيل را پذيرفته باشد و در برابر اين حقيقت تسليم شود ... پس صلح در اينجا هرگز وجود ندارد ولى ممكن است كه در زمينههاى رعب، وحشت و تهديد، به نوعى موازنه مسالمت آميز دست يابيم. اين نيز براى تحقق منافعى است كه به ما امكان حيات مىدهد. حال اين حيات يا در كف و يا در سقف وضعيت مطلوب و مورد نظر ما قرار مىگيرد. اين نيز نه در يك يا دو سال بلكه براى تمام دوره يك نسل خواهد بود. ما اگر خود را فريب ندهيم، شكست نخواهيم خورد.
پرفسور اسحاق بن يسرائيل» مدعى است: ايران، از حزب الله به عنوان اهرم فشارى استفاده مىكند كه اسرائيل و يا امريكا را از حمله به تأسيسات هستهاى ايران باز مىدارد. وى مىگويد:
حزب الله شاخه نظامى ايران در مرزهاى شمالى اسرائيل است. ايران و همپيمانش، يعنى سوريه، اين سازمان را مورد حمايت قرار داده و به تعداد بىشمارى از موشكهاى تهديد كننده شمال اسرائيل مجهز نمودهاند. ايران به شدت از حزب الله حمايت مىكند به طورى كه در اين روزها و به رغم خطرى كه ايران را تهديد مىكند (يعنى ورود به جنگ با اسرائيل)، اين حمايت و