جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٤٨
هواپيما برخورد كند. در آن هنگام فشارهاى زيادى بود تا بخشى قابل توجه از بودجه نيروى هوايى به نيروهاى ديگر زمينى واگذار شود. برخى بر اين اعتقاد بودند كه نيروى هوايى نمىتواند مشكل موشكهاى زمين به هوا را حل كند. به همين رو بايد مناطقى را كه در آنها موشك وجود دارد، به تصرف خود درآوريم تا تضمينى باشد براى ادامه مأموريتهاى نيروى هوايى و برخوردارى از برترى هوايى. در پايان نيز راه حلى كه در ورود اين موشكها محقق شد و با تلاشهاى فراوان تا جنگ سلامة الجليل در سال ١٩٨٢ ادامه يافت، راه حل فناورى بود. به همين اندازه من ضرورى مىبينم كه بسيارى از سرمايهها بايد در جهت ايجاد راهكار براى حل مشكل موشكهاى كاتيوشا و موشكهاى قسام صرف شوند، هرچند اگر اين راه حل به ميزان ٨٠% تضمينى باشد و نتواند به طور كامل جلوى اين حملات را بگيرد.» موضوع ديگرى كه همه فرماندهان سابق نيروى هوايى اسرائيل بر آن اجماع داشتند، تهديد هستهاى ايران بود كه نوعى از تهديد جدى و حقيقى را براى هستى اسرائيل به وجود آورده است. در همين راستا، اغمون مىگويد: همه مىدانند كه وجود بمب هستهاى در ايران تمامى قواعد بازى را در خاور ميانه تغيير خواهد داد. اسرائيل به ناچار بايد خود را براى چنين تهديد و تغييرى به طور كامل آماده كند ... به كارگيرى و استفاده از راه كارهايى كه براى تهديدات كاتيوشاها و حتى موشكهاى اسكاد با برد نسبتاً كوتاه، داده مىشود، براى رويارويى با موشكهاى دوربرد ايران بسيار دشوار و سخت خواهد بود. «١» اما عوزى بنزيمان «٢» ميان جنگ دوم لبنان و نبرد غفران در سال ١٩٧٣ مقايسه مىكند. وى مىگويد: ارتش اسرائيل نتوانست مانند جنگ غفران از ميدان پيروز جنگ ٣٣ روزه ٢٥٦ مأموريتهاى شبه محال ارتش اسرائيل در آينده ص : ٢٥٣ به درآيد. اسرائيل به ميانجىگرى فردى چون كسينجر نياز دارد تا صلحى برقرار گردد كه دو طرف- گرچه به طور نسبى- احساس پيروزى كنند. به اعتقاد وى محموله بمبهايى كه بوش براى اسرائيل ارسال نمود تا در انهدام غافلگير كننده حزب الله به اين كشور كمك كند، يكى از وجه شباهتهاى نبرد غفران و جنگ دوم لبنان مىباشد، اگرچه شرايط متفاوت است. با اين حال ميان اين دو نبرد نقاط مشابهى وجود دارد: