جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٤٧
نظريه كلاسيك و مبتنى بر انتقال جنگ (تمام جنگ) به سرزمين دشمن مىباشد. اگر امكان ايجاد راه حلهاى فناورى براى موشكهاى كاتيوشا و قسام وجود داشته باشد، اين راهكارها بسيار پرهزينه و غير مؤثر خواهد بود. اما مىتوان اين هزينه را در آمادگى تهاجمى به كار برد.
ژنرال اساف اغمون در همين مصاحبه اظهار مىكند: «من از عواقب اين شكست و بحران روانى به وجود آمده بر اثر اين جنگ بيمناكم، به ويژه اينكه آنان توانستند در روز آخر جنگ ٢٥٠ موشك شليك نمايند. اين بدين معناست كه ما تمامى پولها و امكانات خود را براى حل معضل موشكها به كار خواهيم بست. در حاليكه مشكلات و تهديدات خطرناك ترى نيز بر ضد اسرائيل وجود دارد، مانند تهديد هستهاى ايران. چون يك كاتيوشا كشور اسرائيل را منهدم نمىكند. اما يك موشك مجهز به كلاهك هستهاى مىتواند اين كار را بكند. ما ناچاريم كه راهكارهايى براى رويارويى با اين تهديدات تدبير نماييم و نبايد تلاش خود را منحصر به ايجاد راه حلى مؤثر براى موضوع و معضل كاتيوشاها، نماييم.» ژنرال بودينگر مىگويد: موشكهاى كاتيوشا به مثابه معضلى استراتژيك در آمدهاند كه اين معضل به دليل نوع نگاه به اين مسأله مىباشد. به عنوان مثال، هنگامى كه ما عمليات «اصلاح شمال» را انجام مىدهيم گواه بر اين است كه در آنجا صدمات جدى را متحمل شده ايم. به طور خلاصه زيانهايى كه در نتيجه به كارگيرى كاتيوشا بر ما وارد شد، بسيار بزرگ و سهمگين بود.
هرچند بازسازى بيروت پيچيدهتر است.
عفرى در تعليق خود بر اين سخن مىنويسد: «نظر من متفاوت است. از نگاه كشورهاى عربى- چه درست و يا نادرست- موشكهاى كوتاه برد به مشكلى استراتژيك براى اسرائيل تبديل شده اند. چه اينكه اسرائيل نمىتواند نه از راه هوا و نه از راه زمينى به اين تهديد پاسخ دهد. ما نمىدانيم كه چه كنيم. به همين رو اين تهديد افزايش خواهد يافت. اگر حزب الله در جنگ گذشته ١٣ هزار موشك در اختيار داشت، به منظور ايجاد آمادگى براى جنگ بعدى، ١٣٠ هزار موشك را تهيه خواهد كرد. اين مسأله، معضل استراتژيك را فزون تر خواهد كرد. اگر ما پاسخى براى موشكهاى كاتيوشا نداشته باشيم، مشكل ما در جنگ آينده بسيار بزرگتر خواهد بود.
من به ياد مىآورم كه پس از نبرد غفران، نيروى هوايى با موشكهاى زمين به هوا مشكل داشت به طورى كه عيزر وايزمن (فرمانده نيروى هوايى در اين جنگ) گفت كه اين موشك مىتواند به زير