جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٣٠
جايگزين نگاه رزمى يك افسر به عنوان معيارى براى ميزان موفقيت افسر مسئول مىشود، در اين هنگام است كه ارتش دچار تباهى مىگردد.
نيروهاى احتياطى كه در نبرد غفران در سال ١٩٧٣ فراخوانده شدند و يا اسرائيلىهايى كه براى ورود به اين جنگ از خارج بازگشتند، به آموزش و ورزيدگى نياز نداشتند. اما با اين حال، كميتهاى براى تحقيق و بررسى ميزان آمادگى نيروهاى رزمى، پس از نبرد غفران تشكيل شد.
جنگ اكتبر ١٩٦٧ و نبرد غفران ١٩٧٣ دو جنگ بر سر وجود بودند. ارتش در اين دو جنگ با تمام توان و ابهت حاضر شد. بنزيمان در ادامه اين گفته خود مىافزايد كه جنگ كنونى از شكستخوردهترين جنگهايى است كه به آن وارد شده ايم. به طوريكه شكست اين جنگ بيش از شكست در جنگ اول لبنان در سال ١٩٨٢ مىباشد. در آن جنگ آمادگى خوب نظامى وجود داشت و ارتش تمامى اهداف تعيين شده از سوى شارون را محقق ساخت به جز تسلط بر مسير بيروت- دمشق.
شترنهيل در پايان مىگويد: خطور اين مسأله به ذهن كه تصميم گيرنده براى آغاز جنگ، حتى به نتايج و پيامدهاى ويرانگر آن فكر نكرده بود و آثار سياسى و روانى و آسيب ديدن اعتبار دستگاه حاكم در نگاه شهروندان و نيز كشتار آسان را كودكان در نظر نگرفته بود، بسيار وحشتناك است. حالتهاى مضحكى كه سخنگويان دولت- همچنين برخى از گزارشگران نظامى- در خصوص فجايع به بارآمده براى لبنانىها، از خود نشان مىدهند، حتى براى كسى كه خيال پردازىهاى دوران كودكى را از مدتها قبل فراموش كرده، بسيار دهشتناك است.
هيئت تحريريه روزنامه هاآرتص «١» اين ادعا را كه ارتش اسرائيل در عملياتهاى جنگى خود دستاوردهاى بى شمارى به دست آورده- از جمله تضعيف قدرت تشكيلاتى حزب الله به عنوان يك نيروى داخلى در لبنان و به عنوان شاخه نظامى ايران- به نزديكان نخست وزير اسرائيل، ايهود اولمرت نسبت دادند. بر اساس اين ادعا نيروهاى ارتش در عمليات پاكسازى داخلى در مناطق مرزى و اخراج حزب الله از اين مناطق موفق بودهاند و توانستهاند تأييد آشكار و صريح امريكا را كسب كنند و سكوت اكثر كشورهاى جهان از جمله كشورهاى عربى را به نشانه تأييد اسرائيل در ستيز بر ضد حزب الله جلب نمايند. همچنين [توافق بر سر] تقويت توان بازدارندگى