جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢١٠
وى ادامه مىدهد: اگر اولمرت، پرتز و حالوتس خود با صدايى بلند اعلام كنند كه از مقام خود كناره خواهند گرفت، در اين صورت عدم تشكيل كميته حقيقتياب سودمند خواهد بود ... ولى آنها با انگيزههايى عجيب و غريب به قدرت چسبيدهاند، مصلحت دولت مد نظر آنان نيست، بلكه تنها به فكر حفظ آبروى خود هستند. آنان مىكوشند تا نامشان يا عنوان شكست خوردگان بىبديل، از زمان جنگ غفران (سال ١٩٧٣) ثبت نشود. آنان مىكوشند تا اين باور ايجاد شود كه فقط يك اشتباه در كار بوده؛ آنان مىكوشند تا بر شكست خود كه در سرنوشت و تصميمات آينده نيز موثر است، سرپوش بگذارند. آرى، خطر واقعى همين است ... اين سه نفر با انگيزههاى عجيبى در تكاپو هستند. تصميم آنها در اعزام كماندو به عمق خاك لبنان براى بازگرداندن سالم اسيران نزد خانوادههايشان و نيز اعزام لشكرهاى احتياط در دو روز آخر جنگ به طرف رودخانه ليتانى از جمله تصميمات عجيب آنها است. پشت پرده اين تصميمات، اين بود كه يك چهره پيروزمندانه از خود نشان دهند، اعزام كماندو به بعلبك در ١٩/ ٨/ ٢٠٠٦ نيز شك برانگيز است، با انجام چنين اقداماتى، چگونه اسراييل با توقف اعمال خصمانه موافقت كرده است؟
فرماندهى و اقتدار با صدور فرامين و دستورات به دست نمىآيد، بلكه اخلاق و مقبوليت فردى نياز دارد. اولمرت و پرتز اوت ٢٠٠٦، آدمهاى زمان تشكيل كابينه نيستند؛ حالوتس امروز، آن آدم موفقى نيست كه به رياست ستاد مشترك ارتش منصوب شد. اين نبرد سنگين، آنها را عريان كرد و آنها نمىتوانند خود را بپوشانند، به ويژه در دورهاى كه حوادث جنگ پخش مستقيم مىشود. اگر در آيندهاى نزديك جنگ ديگرى روى دهد آنها نمىتوانند ارتش و مردم را روانه جنگ كنند، زيرا مقبوليت و مشروعيت خود را از دست دادهاند، به نفع خودشان و دولت خواهد بود كه هر چه زودتر مسئوليت خود را ترك كنند.
تحليلگر ديگرى با نام ناحوم بارنياع «١» تاكيد مىكند: در بيمارى دستگاه سياسى اسراييل هيچ بحثى نيست. بيمارى آن هم از شيوه انتخابات سرچشمه نگرفته، بلكه دلايل و عوامل ريشهدارترى باعث بيمارى آن شده است. دستگاه سياسى اسراييل غرق در فساد و تعفن است، مردم به آن اهتمام ندارند، افراد نسبت به امور كشور به ويژه سياست كم توجهى مىكنند، وقتى