جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٠٤
از بعضى از مسئولان ستاد ارتش نقل شده كه ارتش تلاش مىكند تا مسئوليت شكست را متوجه فرماندهان لشكرها كند. بعضى از اعضاى كميته تحقيق درباره عملكرد لشكرهاى حاضر در جنگ مانور مىدهند، در مقابل برخى عملكرد ستاد مشترك را پيش كشيدهاند، زيرا تمام تحقيقات انجام شده، از فرماندهى شمال و فرمانده آن سرلشكر اودى آدام انتقاد مىكند.
اولمرت و ارتش در بند اتهام ايهود اولمرت، نخست وزير، در صحنه داخلى اسراييل به دو حمله شديد دست زد، يكى عليه دفتر بازرسى دولت، قاضى اشتراوس و ديگرى عليه گروهى كه ايشان را اهل قهوهخانههاى تل آويو خطاب كرد. هم چنين زمانى كه بازرس كل از پذيرش دستورات نخست وزير درباره تحقيق سر باز زد، دفتر نخست وزير عليه وى تاخت و تازى را آغاز كرد.
اولمرت به هنگام بازديد از طبريا اعلام كرد كه مدعيان شكست و نابودى شمال، بدون ديدن وضعيت جنگ، اين سخن را از قهوهخانههاى اسراييل سر دادند. اولمرت افتخار مىكرد كه معيار پيروزى و شكست، آزادى رفت و آمدى است كه او دارد، در حالى دبير كل حزب الله هنوز در پناهگاه به سر مىبرد. «١» به گمان اولمرت چنين دليلى، گواه پيروزى اسراييل است، امّا خود اسراييلىها آن را به سخره گرفتهاند.
هم چنين اولمرت به مسئولان سياسى و نظامى منتقد خود حملهور شد و كوشيد تصميمات خود در زمان جنگ لبنان را توجيه كند. اولمرت در واكنش به اتهامات رئيس سابق ستاد مشترك ارتش اسراييل موشه يعلون به وى، پرسيد:
آيا او در طول زندگانيش جنگى را با ابعاد سياسى و بينالمللى و با درگير شدن تمامى ارتش اسراييل اداره و مديريت كرده است؟ كه در آن سه لشكر مشاركت داشته باشند؟ كى چنين كارى كرده؟ آيا كسى به ياد دارد؟ آيا حمله به كرانه باخترى در سال ٢٠٠٢ و تخريب اردوگاهها در جنين مانند چنين جنگى بود؟ اصلًا آيا جنگ محسوب مىشد؟