جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١٩٥
پيدا نمىشود؛ پس ناچاريم در نيمه دوم سال انتخابات جديدى برگزار كنيم. بايد تمام افراد خاطى، مقصر و فاسد از هر دو جناح از مقام خود بركنار شوند و در اين انتخابات نسل جديدى خارج از صحنه سياسى فعلى با برنامهاى روشن و شفاف بر سر كار بيايند.
عمير اورن تحليلگر اسراييلى مىنويسد: «١» از شكست رهبران سياسى به ويژه نخست وزير اولمرت و وزير دفاع پرتز اين درسها را مىتوان گرفت: ضرورت ايجاد يك اتاق ملى جنگ؛ بايد پست نخست وزيرى و وزارت دفاع در دست يك نفر باشد و اشخاص شايستهترى به ايشان كمك كنند. هم چنين بايد كميته وزارتى امور امنيتى از طريق اتاق جنگ تقويت شود. در اتاق جنگ كه يك وزير وظيفه مديريت رزم را به عهده مىگيرد افرادى از ارتش، سازمانهاى اطلاعاتى، وزارت خارجه، امور اقتصادى، جبهه داخلى، پليس و دستگاه قضايى حضور يابند و اطلاعاتى كه در اختيار اين اتاق قرار مىگيرد بايد جديد، شفاف، گسترده و هميشگى باشد نه اينكه اطلاعات به صورت عمودى از ستاد مشترك به وزير دفاع از ايشان هم به نخست وزير ختم شود آن هم همراه با گزارشاتى شتاب زده به منظور برگزارى جلسات نادر مشاوره.
به نظر اورن دلايلى هم براى عدم واگذارى پست وزارت دفاع به نخست وزير وجود دارد، مانند: ايجاد موازنه قدرت و نبود وقت و اهتمام كافى براى نخست وزير براى رسيدگى به مسايل امنيتى. هم چنين در كنار مسايل امنيتى امور مربوط به بودجه، وزارت دارايى و ديگر وزارتخانهها نيز از مشكلات نخست وزير محسوب مىشود.
در مقابل در دولتى كه دائماً درگير و يا در آستانه جنگ قرار دارد، براى ادغام اين دو پست دلايلى منطقىتر وجود دارد، مانند: مسئوليت ارتش، دستگاه امنيت عمومى، كميته انرژى هستهاى و موساد و جبهه داخلى در دست يك نفر يعنى همان نخست وزير قرار مىگيرد موجب مىشود كه ديد وسيعترى نسبت به امور پيدا كند و اين امكان را براى او فراهم مىكند تا دريابد كه ممكن است تاييد يا اتخاذ تصميم درباره يك موضوع خاص به ضرر موضوع با اهميت ديگر تمام شود مانند موضوعات تقويت ارتش به سلاحهاى متعدد و آموزش به كارگيرى آن.