جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١٨٤
در اين وضعيت مىبينيم كه روحيه ساكنان اسراييل نيز مانند رهبران شكست خورده خود ملقمهاى از ترس و غرور است. برخى مدعىاند افكار عمومى اسراييل به يك آرامش براى زدودن ترس خود براى برقرارى صلح بيشتر با اعراب، نياز دارد، و شايد هم بتوان گفت پس از جنگ ميزان ترس آنها از غرورشان بيشتر شده است؛ مخصوصاً برخى روزنامهنگاران اسراييلى (در سايت وانيت ٥/ ١٠/ ٢٠٠٦) به تبيين نا اميدى حاكم بر دستگاههاى امنيتى پرداختهاند و آن را به يك هيسترى شديد تشبيه كردند، زيرا مسئولان اين دستگاهها نسبت به آينده دولت و فقدان يك راه درست در پيش روى آن شديداً نگران بودند.
براى اولين بار مىشنويم كه سخن از تخريب معبد سوم به ميان مىآيد، به اين دليل كه حزب الله وقت را هدر نمىدهد و به ترميم و تسليح خود مىپردازد، ايرانيان هم در ساختن بمب هستهاى به پيش مىروند و سوريه نيز تهديد مىكند. يك روزنامه نگار اسراييلى از اين سخن اينگونه تعبير مىكند، ما در باتلاق خود غرق شدهايم و به بحث و بررسىهاى جزئى مشغول گشتهايم؛ با اين وضعيت، چه خواهد شد؟ به اين ترتيب مىبينم كه ترس و نگرانى بر رفتار عمومى جامعه اسراييل و ميان برخى مقامات امنيتى و سياسى سايه افكنده.
مقامات صهيونيستى در پشت پرده درباره اين وضعيت خيلى شفافتر گفتگو مىكنند؛ و به يكديگر مىگويند: اگر روزى سيد حسن نصرالله اعلام كرد در آينده در قدس سخن خواهم گفت، بايد باور كنيم! آنها اين سخن را نه از روى اعجاب بلكه از روى ترسى واقعى بيان مىكنند؛ زيرا اين سخن حاصل تجربه طولانى و تلخ آنها در ارتباط با حزب الله و رهبرى آن است كه مىگويند او دروغ نمىگويد. عمليات «وعده صادق» و حوادث غمناك پس از آن همگى شاهد تجربه آنان است.
كاهش محبوبيت «گروه جنگ» به عنوان يك نتيجه مستقيم جنگ شكست خورده، محبوبيت اولمرت به ٢/ ٧% و پرتز به ١% كاهش يافت، هم چنين در نظرسنجىها توان احزاب نيز كاهش يافته است. در تاريخ ١/ ١٠/ ٢٠٠٦ روزنامه معاريو نتيجه يك نظرسنجى را به شرح زير منتشر كرد: