جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١٧٤
ضرورت عقبنشينى از اكثر مناطق اشغالى خلاصه مىشد، اما وى پس از جنگ دوم لبنان از حرف خود دست برمىدارد و در هاآرتص مىگويد: «نخست وزير ملزم به داشتن برنامه نيست، مأموريت وى اداره حكومت است.» يعنى اينكه- به گفته بنزيمان- نخست وزير به هدفى نياز ندارد تا كشور را به آن نقطه رهنمون كند، بلكه همينكه روى آب بماند، كافى است. وى مىافزايد: خواه گفته اولمرت مبنى بر عقب گرد از اهداف و برنامه هايش تاكتيكىباشد و خواه اينكه بيانگر نوميدى شديد از توانايى وى در تحقق هدف بنيادينش باشد، در هر صورت وى از ميان گزينههاى پيش رويش، خيانت به توصيههاى ده گانهاى را كه خود در برنامه سياسى اش مطرح كرده بود، برگزيده است. اولمرت برخلاف نخست وزيران سابق اسرائيل اقدام به امضا كردن سفته سياسى نمود و آن عبارت بود از: التزام به جداكردن اسرائيل از اكثريت مناطق [اشغالى] با استدلال به موضوعات و علل قانع كننده (تمايل به تضمين تجلى انديشه صهيونيسم در دراز مدت).
اسحاق رابين، ايهود باراك، مناحيم بگين، شيمون پرز، بنيامين نتانياهو و آريل شارون كه با دنبال كردن يك روش سياسى واحد به دنبال جلب اعتماد مردم بودند، به ناچار در اين مسأله كوتاه مىآمدند. اما اولمرت برخلاف اينها نگاه سياسى جديدى را در ميان شهروندان مطرح كرد: شهروندان اسرائيلى به وى اختيار نهايى كردن طرح سياسىاش را تفويض كردند. دادن اختيار فوق بر اساس اين درك بود كه كنيست طبق اعلام صريح اهداف، انتخاب شده و تناسب قدرت ميان ائتلاف و اپوزوسيون از اين رهگذر صورت گرفته است. بنزيمان گفتههاى خود را اينگونه به پايان مىرساند: «١» اما يك سال نگذشت كه با شعار «نخست وزير ملزم به اداره حكومت به شيوهاى است كه تضمين كننده امور مهم باشد.» اولمرت وعده خود را فراموش كرد. هنگامى كه اولمرت كيش سياسىخود را- كه به طور علنى اعلام كرده بود،- تغيير مىدهد، مردم نيز با بى تفاوتى و بى مبالاتى با موضوع برخورد مىكنند. در همين راستا، اورى سافير رئيس مركز صلح پرز، مىگويد كه اگر نتيجهگيرى از جنگ دوم لبنان، متوقف كردن طرح سياسى نخست وزير باشد، كه با آن توانست به مسند قدرت تكيه زند، حكومت اسرائيل در معرض خطرى بزرگتر از آن چيزى است كه در جنگ دوم لبنان با آن مواجه گرديده است.