جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١٦٤
٦. انجام اصلاحات در سازمان آزادى بخش فلسطين و گسترش آن به يك جبهه ملى كه بر اساس توافقات قاهره همه گروههاى فلسطين را دربرگيرد.
دوم: درك ويژگىهاى عرصه فلسطين كه عبارتند از:
١. تفاوت شرايط اشغال در فلسطين و لبنان. تقريباً تمام فلسطين در اشغال است و اين پيامدهايى مثبت و منفى براى مقاومت دارد. از جمله نكات مثبت آن در مقايسه با مقاومت لبنان اين است كه همه گروهها و مناطق تحت سلطه اشغال هستند و همين امر موجب مىشود كه همه فلسطينىها موضع مشابهى در برابر اشغال داشته باشند، به همين دليل نظرسنجىها درباره مقاومت تقريباً در گذر زمان يكسان بوده و تغيير نكرده است؛ حدود ٧٠ درصد فلسطينىها هميشه مقاومت را تاييد مىكنند. امّا وضعيت در لبنان اينگونه نبود، زيرا همه مناطق لبنان تحت اشغال قرار نداشت بلكه فقط مناطق خاصى اشغال شده بود. در اين زمينه مقاومت فلسطين در مقايسه با مقاومت لبنان، نكات مثبتى را در بردارد. امّا اشغال همه فلسطين، بر خلاف وضعيت لبنان مقاومت فلسطين را از داشتن يك منطقه آزاد جهت ايجاد يك پايگاه محروم ساخته است. اين موضوع از جنبههاى منفى براى مقاومت فلسطين و در واقع تفاوت شرايط ميان دو مقاومت محسوب مىشود.
سوم: ايجاد يك حصار مستحكم اسراييلى- عربى پيرامون مقاومت فلسطين. اين وضعيت امكان دسترسى مقاومت فلسطين به سلاح، پشتيبانى مالى و سياسى را با مشكل مواجه ساخته، در حالى كه مقاومت لبنان از همان آغاز يعنى پس از اشغال اين كشور از سوى اسراييل در سال ١٩٨٢ و حتى پس از عقبنشينى نيروهاى سوريه در سال ٢٠٠٥ از وضعيت بهترى برخوردار بود، و مقاومت بخشى از دولت و حكومت شده، حتى در جهتدهى و برنامههاى دولت مشاركت مىكند. بنابراين دولتى كه پس از خروج نيروهاى سوريه روى كار آمد مقاومت را به رسميت شناخت و حق آن را براى مبارزه براى آزادى بقيه سرزمينهاى اشغالى و آزادى اسيران محفوظ نگه داشت و دولتهاى بعدى را نيز ملزم به اين كار كرد. امّا مقاومت فلسطين در يك ديوار سياسى و نظامى شديد محاصره شده و قادر نيست كه به سلاح و توان رزمى مانند مقاومت لبنان دست يابد. اگر چنين حصارى نبود، اى بسا مقاومت فلسطين به پيروزىهاى زيادى نايل مىشد، حداقل پس از عقبنشينى نيروهاى اشغالگر اسراييل از غزه.