جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١٦٢
به اين ترتيب، با توجه به وضعيت جديد پس از پيروزى راهبردى مقاومت اسلامى لبنان در سال ٢٠٠٦، تأثيرات مهمى در روند مقاومت فلسطين به چشم مىخورد كه به چند دليل با گذشته كاملًا متفاوت است، اين دلايل چنيناند: [١] در اين وهله، پيروزى بر اسراييل بر اثر يك مبارزه مردمى طولانى مدت نبود، بلكه اين نخستين نبردى است كه در آن مقاومت لبنان در يك جنگ همه جانبه و در مدت زمانى معين بر رژيم اسراييل پيروز شده است، امّا پيروزىهاى فاصله زمانى سالهاى ١٩٨٢ تا ٢٠٠٠ نتيجه مبارزات مردمى و طولانى مدت بود.
[٢] از نظر اسراييل، اين پيروزى لبنان، برابر است با پيروزى ژوئن ١٩٦٧ اسراييل بر تمام كشورهاى عربى و اين يعنى پايان عقده شكستناپذيرى اسراييل و نيز زنده شدن آرزوى اعراب و فلسطينىها در شكست دوباره اسراييل.
[٣] پيروزى مقاومت اسلامى لبنان بر ارتش اسراييل با پيروزى اكتبر سال ١٩٧٣ دو تفاوت اساسى دارد، اول: نتيجه پيروزى آن قدر روشن است كه بر خلاف پايان جنگ سال ١٩٧٣، اسراييل قادر نيست ابتكار عمل را به دست بگيرد. دوم: عامل اصلى پيروزى مقاومت مردمى، آن هم در شرايط سخت و پيچيده اختلاف داخلى بود.
از زمان آشكار شدن پيروزى مقاومت، واكنش مردم و گروههاى فلسطينى ادامه داشت و همگى بر يك نكته اساسى تاكيد داشتند كه عامل اساسى چنين دستاوردى اقدامات شجاعانه مقاومت اسلامى لبنان بود. در واكنشهاى متأثر از پيروزى مقاومت لبنان از سوى فلسطينىها، به دو موضوع مهم مىتوان اشاره كرد.
موضوع يكم: بسيارى از رهبران حماس، خواهان نسخهبردارى از تجربه مقاومت اسلامى لبنان شدند. حماس و ديگر گروههاى مقاومت فلسطينى در بررسى و درك علل و عوامل پيروزى مقاومت لبنان تلاش جدى به عمل از خود نشان مىدهند.
موضوع دوم: نشست كميته مركزى فتح در عمان و موافقت اين سازمان براى نخستين بار با تشكيل دولت وحدت ملى با حضور حماس. اين اقدام فتح نيز نتيجه پيامد پيروزى مقاومت لبنان بر اسراييل و نيز تأثير دو جانبه مقاومت دو كشور است، زيرا اكثريت فرزندان ملت فلسطين و گروههاى مقاومت بر ضرورت بهرهگيرى از پيروزى مقاومت لبنان اصرار مىورزند و تاكيد مىكنند كه بهرهگيرى و عبرتگيرى از مقاومت لبنان، متناسب با