جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١٣٦
«تاريخ جديد» براى رژيم صهيونيستى پس از شكست امريكا ريسمان بلندى به اسرائيل داد [افسار اسرائيل را بلند كرد] تا جنگ خود را بر ضد مقاومت و لبنان شروع كند. اين ريسمان به اندازهاى بلند بود كه مسئولان اسرائيلى نيز از اينكه اسرائيل با اين ريسمان خود را خفه كند و يا اينكه دست كم بلندى آن برايش دست و پا گير شود، بيمناك بودند. به همين رو جنگ فرسايشى پرهزينهاى شروع شد كه هيچ كس نمىداند با وجود ابزارهاى نظامى كه اسرائيل در زمين، دريا و هوا به كار بست، هزينه اين جنگ به چه اندازه مىباشد. اما با اين حال مشخص شد كه توان جنگى مقاومت لبنان با فرسايش جدى روبرو نيست. همچنانكه انگيزه جنگى آنان نيز در بالاترين سطح خود قرار دارد و اين امر در پايدارى مقاومت در ميدان نبرد، روانه كردن صدها موشك كه به طور روزانه به سوى شهركها و شهر هاى اسرائيل روانه مىشد، نيز به آتش كشيدن دهها تانك اسرائيلى، بمباران ناوچههاى جنگى و منهدم ساختن هواپيماهاى مختلف نظامى اسرائيل به خوبى تجلى يافته است. زئيف شيف در اين باره مىنويسد: «رزمندگان حزب الله مىجنگند و فرار نمىكنند. اكثر فرماندهانش نيز مصون ماندهاند.
همچنين مجموعه لجستيكى آنان ضربه قابل توجهى نخورده است به طوريكه همچنان انبار بزرگى از موشك- از جمله موشكهاى دور برد- در اختيار حزب الله قرار دارد. برخى از فرماندهان از آنچه كه در مارون الراس و بنت جبيل مشاهده كرده اند، آشفته و سراسيمه هستند.» «١» ميرون بنفنيشتى در هاآرتص «٢» اين نظريه مشترك اسرائيل و امريكا را مبنى بر ضرورت تقويت دولت لبنان از راه شكست حزب الله به سخره مىگيرد و مىپرسد: «چگونه مىتوان تخريب يك كشور را با اين ادعا كه در جهت كمك به دولت مىباشد، براى مردمى جدى و مصمم موجه جلوه داد؟!» يوئيل ماركوس در همين روزنامه، ارتش اسرائيل و فرماندهانش را به ارتش «پرزور و احمق» توصيف كرد. وى مىگويد اسرائيل خود را در سر دو راهى استراتژيك قرار داده است. به گفته وى صلح با اردن و مصر به زيان اسرائيل خواهد بود و در صورتيكه در اين جنگ شكست سنگينى بر حزب الله وارد نيايد، در آينده كسى حاضر به امضاى پيمان صلح با اسرائيل نخواهد شد. ماركوس مىافزايد: از هفته دوم جنگ، اسرائيل خود را در يك معادله منطقهاى و فراگير گرفتار ديد. چرا كه