جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١٣٣
٦. نويسنده و انديشمند اسرائيلى، رؤفين بدهتسور درهاآرتص به اين نكته اشاره مىكند كه «شكست اسرائيل را نمىتوان وارد آمدن يك سيلى بر گوش اسرائيل به شمار آورد بلكه اين يك شكست ويرانگر (ضربه كارى) به معناى واقعى كلمه بود. هفتههاىاخير كه در آن ارتش اسرائيل به پيروى از شيوه فرمانده نيروهاى امريكايى در ويتنام به شمارش اجساد دشمن مبادرت نمود، اين حقيقت را به خوبى اثبات مىكند.» «١» اين نويسنده در ادامه يادآور مى شود: «هنگامى كه بزرگترين و قوىترين ارتش خاورميانه وارد جنگ با ٥٠ رزمنده حزب الله در بنت جبيل مىشود و در اين جنگ كه بيش از دو هفته طول مىكشد، نمىتواند اين رزمندگان را شكست دهد، فرماندهان در پيش روى خود چارهاى جز شمارش اجساد رزمندگان دشمن نمىيابند ... تركيب ويرانگرى از غرور، هيمنه، سلطه و كوچك شمردن رقيب وجود داشت. ژنرالها به موفقيت نيروى هوايى كاملًا اطمينان داشتند، به طوريكه به فكر يافتن راههاى جايگزين در صورت شكست نيروى هوايى نبودند. پس از گذشت يك هفته از جنگ هنگامى كه آشكار شد حزب الله سقوط نمىكند و موشكهاى آن به نحو محسوسى آسيب نمىبيند، ارتش اسرائيل دريافت كه در تنگنايى واقعى گرفتار و دچار سراسيمگى شده است.». آنتونى ك جنگ ٣٣ روزه ١٤١ «تاريخ جديد» براى رژيم صهيونيستى پس از شكست ص : ١٣٦ وردسمان، انديشمند استراتژيست اقدام به انتقال احساس كارشناسان اسرائيلى مبنى بر تضعيف بازدارندگى اسرائيل بر اثر جنگ مىنمايد.
٧. وجود زيانهاى جبران ناپذير در ميان تأسيسات شهرى و شهروندان لبنانى، حقيقت شكست ويرانگر نظامى اسرائيل را ذرهاى تغيير نمىدهد، بلكه حتى آن را تأييد مىكند. ناتوانى ارتش اسرائيل در رويارويى با رزمندگان حزب الله در مارون الرأس و بنت جبيل وديگر روستاهاى كوچك مرزى را جز با اقدامات وحشيانه بر ضد زن و كودك، پير و جوان و نيز نقض آشكار ارزشهاى انسانى و قوانين بينالمللى، نمىتوان جبران نمود. اين اقدام اسرائيل موجب شكل گيرى شكست معنوى و اخلاقىاسرائيل و هم پيمانانش شد و دروغين بودن ادعاهاى دمكراسى خواهى و پاكى سلاح آنان بار ديگر آشكار گرديد.! «٢» ٨. مشكل مهمترى كه اسرائيل نسبت به زيانهاى معنوى خود در اين جنگ با آن مواجه شد، نتايج سياسى خوار كنندهاى بود كه از ناتوانى در واردكردن «ضربه ويرانگر» نظامى ناشى مىشد.
به طوريكه بيشترين پشتوانه خود را در حفظ جايگاه منطقهاى خود به عنوان ژاندارم (كه در