جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١١٩
واقعيت اين است كه پيمانهاى امضا شده با حكومتهاى عربى حتى به اندازه كاغذى كه در آن نوشته مىشوند، ارزش ندارند.
اما در برابر، موضع اكثريت مطلق ملتهاى عربى و اسلامى را مىبينيم كه عادىسازى با حكومت اشغالگر و غاصب را نمىپذيرد. اما رهبران كشورهاى عربى و سران فلسطين با اين توجيه كه «ما از خود فلسطينىها نبايد پرشورتر باشيم»، عادىسازى را دنبال مىكنند. اين در حالى است كه چنين رويكردى خطرات بزرگ راهبردى را نه براى فلسطينىها، بلكه براى تمامى اعراب و مسلمانان در بر دارد. مهمترين اين خطرات را در سه بعد مىتوان بيان كرد:
١) سياسى: منطقه عربى را تحت نفوذ و سلطه بيگانگان درمىآورد و به تقسيم و بيگارىكشى از اين كشورها منجر مىشود. درهاى تمامى جهان به روى اسرائيل گشوده مىشود و مىتواند مورد پذيرش گسترده در عرصه بينالمللى قرار گيرد. همچنين راههاى پيروزى كامل صهيونيسم و بقا و شكوفايى رژيم صهيونيستى را در برابر رنجهاى فلسطينىها، سورىها و لبنانىها و ديگران، آسان و هموار خواهد ساخت.
٢) اقتصادى: بازار كشورهاى عربى با رقابت با توليدات اسرائيلى مواجه خواهند شد.
مىدانيم كه بازار كشورهاى عربى از زيان و بيكارى رنج مىبرند. همچنين اين اقدام فرصت چنگ انداختن بر منابع نفتى، آبى و بهره كشى از نيروى كار ارزان را به اسرائيل مىدهد.
٣) فرهنگى و اجتماعى: خطر تخريب مفاهيم تربيتى و دينى بر اثر اعمال فشار براى تهىسازى روشهاى آموزشى از محتواى دينى و اخلاقى. ممانعت از انتشار كتابهايى كه اسرائيلىها و رويكردهاى خصمانه آنان را آشكار مىسازد و نويسندگان اين كتابها را نيز به سامىستيزى متهم نموده، مىكوشند آنان را بر اساس قانون سامىستيزى مصوب ٢٠٠٥ كاخ سفيد، به پاى ميز محاكمه بكشانند. در مرحله بعد زمينه براى هجرت يهوديان به منظور استقرار در كشورهاى عربى و نيز انجام فعاليتهاى جاسوسى و تخريبى فراهم مىآيد.
اين خطرات در حالى پيش روى ما مىباشد كه اسرائيل همچنان به هويت دينى، فرهنگى و سياسى خود پايبند مىباشد. به ويژه اينكه هرگونه طرح صلح و برداشتن ديوار حائل را نمىپذيرد و به ارائه راهكارهاى جزئى و يكطرفه روى مىآورد به نحوى كه تنها نيازهاى امنيتى و توسعهطلبانهاش تأمين گردد.