جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ١١٥
ريخته شد- وارد اين جنگ شد. بنابر اين مىتوان چنين نتيجه گرفت كه هدف حقيقى از اين جنگ تسليم لبنان در برابر ايالات متحده از بعد نظامى، سياسى و اقتصادى بود تا اين جنگ بخشى جداناپذير از جنگ جهانى باشد كه امريكا از يازدهم سپتامبر اعلام كرده بود. پژوهشگر اسرائيلى حزقيل كوچمان مىگويد: «هدف واقعى از اين جنگ سلطهيابى بر لبنان همچون افغانستان و عراق بود كه بر اساس طرح امريكا براى سلطهيابى بر تمامى جهان انجام مىشود.
اما با اين حال اين جنگ در ظاهر جنگى شد كه بين اسرائيل و مقاومت لبنان يعنى حزب الله و بسيارى از سازمانهاى هم پيمان با اين حزب درگرفت.» «١» اين نويس جنگ ٣٣ روزه ١٢٥ اهداف و برنامههاى نبرد با مقاومت ص : ١٢٣ نده اسرائيلى مىنويسند:
«آن چه مشخص است اينكه حمله به زيرساختها و اهداف غير نظامى در لبنان با هدف تحريك ملت لبنان بر ضد مقاومت و يا تحريك اهل سنت و مسيحيان بر ضد شيعه (به دليل شيعه بودن حزب الله)، صورت مىگرفت.» مقاومت در پرتو تحركات منطقهاى الف) حزب الله، ايران و سوريه:
پيروزى انقلاب مردمى ايران در سال ١٩٧٩ به رهبرى امام خمينى (ره) نقطه عطفى بود كه براى روند نزاعهاى بينالمللى، منطقهاى و عربى در منطقه، پيامهاى استراتژيك به همراه داشت. به ويژه اينكه وجود جمود و ركود ايدئولوژيك موجب شده بود احزاب قومى و ملىگراى عرب تحرك خود و نيز توان خود را در انجام اقدامات تاريخ ساز و در نتيجه آن، توان شروع جنبش ملى- عربى و دمكراتيك براى آزادسازى را از دست بدهند. اين اتفاق [انقلاب اسلامى] بعدها موجب شد نقش جديد دين و به طور كلى فرهنگ دينىدر منطقه فعال شود و به دنبال آن گروههاى دينى به احزاب پيشگام و پيشرو سياسى و ايدئولوژيك مبدل شوند. همان جريانىكه در گذشته مرتجع ناميده مىشد.
حزب الله يكى از اين احزاب ايدئولوژيك و پيشرو است كه پس از يورش اسرائيل به لبنان در سال ١٩٨٢ وارد نزاع و ستيز مستقيم با قدرت اسرائيل و امريكا شد. اين سال نقطه عطف تاريخى رويارويى با پروژه نئوليبرالى ويژه نومحافظهكاران امريكا و انگليس مىباشد. نشانههاى