جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٧٤
هم چنين اين تحقيق به اين موضوع نيز مىپرداخت كه آيا هم چنان اسراييل يك هم پيمان سياسى و نظامى قدرتمند و با ثبات در خاورميانه به شمار مىرود يا اينكه اسراييل و ارتش آن توانايى انجام نقش مورد نظر امريكا را از دست داده است.
واضح است كه از همان روزهاى نخست جنگ، وزير خارجه امريكا، به تنهايى به دنبال يك راه خروج از اين بن بست بود، به همين دليل با جلب همكارى اروپايىها در نهايت راه حل مطلوب را با صدور قطع نامه ١٧٠١ به دست آورد.
با توجه به مطالب گذشته، موسسه تحقيق و نشر عربى گزارشى را از اسراييل پيگيرى مىكرد كه از آمادگى اسراييل براى شروع يك جنگ جديد در منطقه به دنبال شكست در جنگ لبنان حكايت مىكرد، اين گزارش تاكيد داشت كه هجوم اين رژيم به حزب الله و مقاومت فلسطين منحصر نخواهد بود، بلكه سوريه و ايران را نيز در بر خواهد گرفت تا به منظور تأمين امنيت اسراييل از مرحله بازدارندگى عبور كرده و به يك جنگ قطعى دست بزند. تصميم چنين جنگى نه فقط نياز داخلى جامعه اسراييل را پاسخ مىدهد بلكه نياز امريكا را نيز برآورده مىكند؛ زيرا بنا به گفته اولمرت ايالات متحده نتايج جنگ لبنان را هرگز نمىتواند تحمّل كند.
هم چنين اين گزارش مىافزايد، در تاريخ ٢٠ اوت ٢٠٠٦، يعنى شش روز پس از توقف اعمال خصمانه، پايگاه ناعور، بزرگترين پايگاه نيروى زمينى اسراييل واقع در شرق عفوله، علاوه بر فراخوانى يك تيپ زرهى، گردانى از نيروهاى چترباز و نيروهاى ويژه و تشكيل توپ خانه سنگين؛ يگانهاى كمكى و تقويتى شامل ١٥٠ تانك مركاوا، صد دستگاه زرهى، صد توپ متحرك را در اختيار گرفته است. اين تقويت بنيه نظامى در چارچوب آمادگى اسراييل براى يك جنگ جديد و همهجانبه با بهكارگيرى يكباره همه پايگاههاى نظامى است. در حالى كه نيروهاى موجود و هميشگى اين پايگاه عبارت بودند از: تيپ زرهى، تيپ پياده مكانيزه، واحدهاى ويژه چترباز و حدود ٢٠ بالگرد و چند هواپيماى مجهز به موشكهاى ضد زره با آشيانههاى زير زمينى.
در همين زمان، فرمانده نيروى هوايى اسراييل اعلام داشت كه نيروهاى رزمى بايد كار جنگ را يكسره كنند نه نيروى هوايى، زيرا وظيفه اين نيرو آماده كردن راه براى نيروهاى رزمى و پشتيبانى از آنها است. از طرف ديگر هم رئيس ستاد ارتش مىگويد كه ما بايد معادله را تغيير دهيم، بايد از اين قاعده پيروى كنيم كه: «اگر مىخواهى افعى را بزنى، سر آن را بزن»، در اينجا هم