جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٧٢
تجاوز اسراييل به لبنان با آمال و آرزوى ساختن خاورميانه جديد شروع شد، موضوعى كه وزير خارجه امريكا نيز به آن اشاره مىكرد. به نظر برنارد لويس، مرزهاى جغرافيايى خاورميانه جديد تا جمهورىهاى آسياى ميانه مىرسيد، و در راستاى منافع يك نيروى منطقهاى ديگر با پيشگامى اسراييل، نقش كشورهاى عربى در تاريخ جديد منطقه از بين مىرفت. «١» هم چنين يك كارشناس امريكايىِ امور خاورميانه پيشبينى كرد، هم پاى اسراييل به عنوان بازيگر اصلى، برخى كشورهاى عربى نيز وارد بازى توازن قدرت خواهند شد، به اين ترتيب كه با هم پيمانى با اسراييل براى رويارويى با كشمكشها و اختلافات ديرينه سنتى، قدرت كافى را به دست مىآورند. امّا در واقع هدف از تشكيل و حمايت بىدريغ از اسراييل، سوء استفاده از ثروت منطقه، پايان دادن به آرزوى وحدت منطقه، پاره پاره كردن كشورهاى عربى و تبديل آنها به دولتهاى كوچك قومى، نژادى و رودرروى هم و مشروع جلوه دادن تجاوز به فلسطين و بالاخره حل و فصل نهايى قضيه فلسطين است.
در آغاز جنگ، باور دولت امريكا و اسراييل اين بود كه با فرصت پيش آمده، مشكل عراق و لبنان حل شده و منطقه آماده اجراى نقشه جديد منطقه عربى- اسلامى است، نقشهاى كه بسيار بدتر از نقشه سايكس- بيكو است و تمام منطقه تحت سلطه كامل صهيونيست جهانى و اسراييل قرار خواهد گرفت.
ريچارد پرل و داگلاس مشاوران يهودى دولت بوش اين نقشه را با عنوان «راهبرد جديد تأمين امنيت اسراييل» طراحى كرده بودند. اين طرح پيمان اسلو را منتفى كرده و منافع اسراييل را با منافع امريكا در منطقه به هم گره مىزد. چراغ سبز امريكا، همكارى اروپا و سكوت خفتبار كشورهاى عربى در حمله اسراييل به لبنان، نشانگر توطئه بزرگ بينالمللى براى حمايت از حضور و گنجاندن اجبارى اسراييل در منطقه است. از همان ساعات اوليه درگيرى ميان نيروهاى مقاومت و ارتش اسراييل، سرنخهاى اين توطئه با اظهار خرسندى از نقشه اولمرت براى نابود كردن زيرساختهاى لبنان با حفظ حكومت لبنان نمايان شد. هم چنين مخالفتهاى پى در پى جان بولتون، نماينده امريكا در سازمان ملل با آتش بس به منظور ايجاد فرصت براى اسراييل در دفاع از خويش نيز حاكى از همين توطئه است.