جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٦٨
در تحليلى در روزنامه آحارنوت آمده است: در روزهاى نخست جنگ، آرزوها و دلايل اسراييل براى نبرد، بزرگ و فراوان بودند، مانند از بين بردن خطر هزاران موشك حزب الله در مرزهاى شمالى اسراييل؛ نابودى زيرساختهاى نظامى و غير نظامى مقاومت و دولت لبنان و در پى آن بازسازى قدرت بازدارندگى در برابر لبنان و تعيين قواعد جديد بازى؛ و نيز عقب راندن پيكره نظامى حزب الله تا شمال ليتانى و تحميل معادلهاى جديد متناسب با اوضاع و محاسبات راهبردى اسراييل و امريكا در منطقه به مسئولان لبنان. به اين دلايل در آغاز، تقريباً يك اجماع داخلى درباره ضرورت شروع جنگ به وجود آمده بود، ولى به دنبال پايدارى مقاومت اسلامى و به كارگيرى انواع تسليحات موثر، كه هيچ كس فكرش را هم نمىكرد، تمام برنامههاى اسراييل به هم ريخت.
تمام مردم اسراييل از راست، چپ و ميانه- اگر اين تعبير درست باشد- در روزهاى اول جنگ منتظر شنيدن اخبار مسرت بخش بودند، مانند كشته شدن فرماندهان اصلى حزب الله، پيش روى قابل ملاحظه زمينى، و يا برافراشته شدن پرچمهاى سفيد در مواضع حزب الله در روستاهاى جنوب لبنان؛ ولى هيچ كدام محقق نشد.
يك روزنامه نگار اسراييلى، اين مرحله را اين گونه توصيف مىكند:
آزمايش دولت، آزمايش اتحاد و انسجام اجتماعى، آزمايش ميزان پايدارى و بردبارى؛ همه خاورميانه به ما چشم دوختهاند، آنها از ما مىپرسند، آيا نظريه سيد حسن نصرالله در تشبيه اسراييل به خانه عنكبوت صحيح است؟ آيا جامعه اسراييل رو به ضعف و ناتوانى و سستى نهاده تا در برابر مقاومت بزرگ اسلامى فروپاشيده و نابود گردد؟
او مىگويد:
بايد در اين جنگ حزب الله خرد و له شود و بىرمق به زانو درآيد و ناله و فغان آن بلند شود تا از اين پس نتواند به مرزهاى ما نزديك گردد. بايد انبار موشكهاى حزب الله برچيده شده، اين تهديد از ميان برود، بايد [سيد] حسن نصرالله از ميان برداشته شود! در همان ايام، نشانههاى ناكامى و شكست يكى پس از ديگرى آشكار مىشد؛ خبرنگار نظامى روزنامه معاريو «١» در توصيف وضعيت حقارتآميز ارتش پس از اسارت سربازان اسراييل