جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٥٠
با همه اين توصيفات، امريكا موفق شد نظام طاغوتى صدام حسين را سرنگون سازد و عراق نيز با همكارى برخى كشورها و با حضور حدود ١٥٠ هزار نظامى به يك كشور اشغال شده، تبديل شد، و جهان را با واقعيتى جديد رو به رو ساخت و دنيا مجبور شد با نتايج آن كنار بيايد.
بايد اضافه كنم، اشغال عراق، بخشى از سلسله جنگهايى است كه نومحافظهكاران براى تحقق نقشه امپراتورى- اسپارتى «١» طراحى كردند. به همين دليل هنوز چيزى از سقوط صدام نگذشته بود، كه نقشه حمله به كره شمالى و ايران به عنوان محور شرارت پيش بينى مىشد، اگر چه برنامه هستهاى كره شمالى نگرانى جدى دولت آمريكا را برانگيخته بود، امّا در هر صورت بحران بين كره و امريكا تا حد خطر درگيرى مسلحانه تلقى نمىشد؛ به همين دليل بار ديگر نگاهها متوجه خاورميانه و كشورهاى اين منطقه شد كه در كانون سياستهاى خارجى امريكا در دوران بوش پسر قرار داشت. اهداف راهبردى امريكا در خاورميانه براى همگان روشن است و مهمترين آنها عبارتند از:
١. حضور مستقيم نظامى و انبوه در منطقه به منظور تسلط بر منابع نفتى به عنوان ابزار مهم قدرت و توان مالى در جهان.
٢. فراهم آوردن ابزار و لوازم قدرت، امنيت و سيطره، براى تنها هم پيمان مورد اعتماد يعنى اسرائيل به عنوان نيروى برتر منطقه.
٣. سرنگونى دولتهاى مخالف سياست امريكا، در صورت امكان، و هم زمان وارد آوردن فشار به دولتهاى هم پيمان براى انجام اصلاحات اساسى سياسى و فرهنگى به منظور نابود كردن انديشه مقاومت «تروريستى»، حتى اگر براى اجراى اين سياستها لازم باشد، نقشه سياسى خاورميانه تغيير كند. در اين صورت دولتهاى «سركش» سوريه و ايران در تيررس امريكا قرار مىگيرند.
از نظر امريكا- و در اصل اسرائيل- ايران علاوه بر داشتن برنامه هستهاى كه در آينده خطرى جدى براى اسرائيل، هم پيمان مورد اعتماد امريكا، محسوب مىشود كانون اصلى توجهات حركتهاى اسلامى ستيزه جو و دشمنى امريكا مىباشد. درباره سوريه نيز بايد گفت، اگر چه حمله عراق به كويت در سال ١٩٩٠ سبب بهبودى نسبى روابط امريكا- سوريه شد، امّا امروز