جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٤١
استراتژى سنتى نظامى كه اسرائيل بر آن متكى بود، بر چند محور و اصول مسلم استوار است:
تشكيل ارتش كوچك، قوى، با سرعت عمل بالا و مجهز به پيشرفتهترين سلاحهاى موجود در انبارهاى مهمات امريكا.
سلطه كامل هوايى و برترى در سلاحهاى زرهى و قدرت آتش بارى و دقت در هدفگيرىها براى جلوگيرى و يا كاستن از وقوع زيانهاى انسانى در اين ارتش.
به كارگيرى جديدترين نوآورىها در عرصه فناورى مديريت، هدايت و ارتباطات.
تكيه بر عوامل بازدارنده و غافلگيرى، انتقال نبرد به خارج از اراضى اسرائيل و به دور از مناطق مسكونى (سياست دست بلند)
تأمين عنصر برترى فنى و لجستيكى بر ارتشهاى عربى پيرامون اين رژيم و يا ارتش هاى فرضى، به منظور جبران كمبودها در به كارگيرى نيروى انسانى و عمق جغرافيايى.
پايان دادن به نبرد دركمترين زمان ممكن به واسطه به كارگيرى انبوه توان نظامى و وارد آوردن بيشترين و فجيعترين زيانهاىمادى و انسانى به طرف مقابل.
همچنين اسرائيل تلاش كرده از عوامل قدرت و برترى فوقالعاده استفاده كند؛ عواملى كه در معادلههاى نزاع و توازن قدرت در منطقه اهميت والايى دارند: «١» احتكار سلاح هستهاى براى تضمين عنصر بازدارندگى مطلق.
تلاش مستمر امريكا براى تضمين برترى نظامى، امنيتى و ثبات در اين رژيم.
اهتمام كشورهاى غربى به امنيت اسرائيل و بقاى اين رژيم، به دلايل مختلف سياسى، دينى و استراتژيك.
واقعيت پراكندگى، ضعف و سستى اراده در ميان اعراب كه به طور كلى انزوا و در حاشيه بودن جوامع عربى را تشديد مىكند و نقش اين جوامع را در مقابله با تهديد اسرائيل به طور مشخص، تضعيف مىكند.
ضعف امكانات ملت فلسطين براى رويارويى با اسرائيل كه اين امر از آوارگى و پناهندگى فلسطينىها در جاى جاى جهان و وجود قيد و بندهاى سلطه گرانه در اراضى اشغالى بر ضد آنان ناشى مىشود.