جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٣٥٤
گزارش مزبور مىگويد: «بدنه سياسى حكومت، جزئيات درگيرى و نبرد را به اندازه كافى مورد بررسى قرار نمىداد. پس از صدور قطعنامه آتش بس در شوراى امنيت، درباره مسأله متوقف كردن عمليات نظامى از سوى ارتش و يا سطوح سياسى بحث و تبادل نظر كافى انجام نگرفته است. بين افرادى كه خواستار كسب وقت اضافى براى تكميل مرحله اول عمليات طرح ريزى شده زمينى بودند و ميان تصميمهاى اتخاذ شده براى عدم استفاده از اين اقدام، تنش زيادى رخ داد. اما تفسير دقيقى از اين تنشها نيافتيم. اين نيز مسألهاى است كه پرسشهاى بسيار جدى را به همراه خود دارد. البته بايد مردم و احزاب به ارزيابى آن بپردازند.» كميته وينوگراد تلاش مىكند با تجليل و تمجيد از قهرمانىهاى سربازان و خلبانان، كمى از شدت انتقادهايش از ارتش بكاهد. در اين گزارش آمده كه دستاوردهاى نيروى هوايى بسيار چشمگير بوده است. اما به دليل شكست كلى در جنگ، مورد غفلت قرار گرفتهاند. اين گزارش مىگويد نيروى دريايى در محاصره لبنان نقشى اساسى ايفا نمود. اما نبايد واقعه اسفناك صدمه ديدن ناوچه حانيت را از ياد برد. اين گزارش به دستاوردهاى سياسى پرداخته، قطعنامه ١٧٠١ را عامل بهبودى اوضاع اسرائيل مىداند. چرا كه از نظر كميته ياد شده «جنگ دوم لبنان دستاوردهاى سياسى قابل توجهى را به همراه داشت: قطعنامه شماره ١٧٠١ شوراى امنيت كه مورد اجماع اعضاى شوراى امنيت بود، دستاوردى براى حكومت اسرائيل به شمار مىرود.!!» اعضاى اين كميته در گزارش خود توضيح مىدهند كه معتقد نيستند اسرائيل در جنگ شكست خورده و دستاوردهاى شايان توجهى را كسب نكرده است. اين كميته يادآور شود:
«صدور قطعنامه ١٧٠١ از سوى شوراى امنيت، تنها يك تصميم سياسى در چارچوب صلاحيتهاى وزير دفاع و نخست وزير نبود، بلكه اين قطعنامه نشانه عملكرد مطلوب و مستمر اين دو، در طول جنگ مىباشد.» گزارش يادشده مىافزايد: «از نگاه وزراى اسرائيلى، تصويب و صدور اين قطعنامه در شرايط حاكم، گامىضرورى و مطلوب به شمار مىرود.» با اين حال اين كميته تأكيد مىكند كه تلاش براى معرفى جنگ به عنوان يك پيروزى براى اسرائيل اقدام درستى نيست. «چون كاستن از سطح ناكامىها و كوتاهىها، جفاى به حقيقت مىباشد.».
به ظاهر كميته وينوگراد، تقريباً همه جوانب را بدون تبعيض مورد بررسى قرار مىدهد. اين گزارش به نقش وزارت خارجه اشاره مىكند و مىگويد: «در تصميمگيرىهاى مربوط به صلح