جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٣٠٦
بورگ مىافزايد: «اكنون آشكار مىشود مبارزهى دو هزارساله براى بقاى يهود به حكومت شهركنشينى انجاميده كه از سوى گروهى بى اخلاق، فاسد و نقض كننده قانون اداره مىشود و اين افراد گوشهاى خود را در برابر شهروندان گرفتهاند و در همين حال دشمنان پشت درها ايستادهاند.
كشورى كه درآن عدالت وجود ندارد نمىتواند به حيات خود ادامه دهد. اين حقيقت در پرسش بسيارى از اسرائيلىها از كودكان خود نمايان مىشود. زمانىكه از كودكان خود سوال مىكنند كه انتظار دارند ٢٥ سال آتى در كجا زندگى كنند، پاسخ صادقانه فرزندان در برابر خانوادههاى آزرده خاطر خود اين است كه نمىدانيم. شمارش معكوس پايان جامعه اسرائيل شروع شده است.».
اين تنها خطوطى ابتدايى- نه كامل- از وضعيت فاسد و فروپاشيده جامعه اسرائيل است.
جنگ دوم لبنان بسيارى از نقاط پنهان اين وضعيت را در «خانه عنكبوت» آشكار ساخت.
كمكهاى نجومى و فزاينده به ارتش اسرائيل، وخامت اين وضعيت را تشديد مىكند. به طورى كه نتايج پژوهشى ويژه درباره پيامدهاى جنگ بر فقر جامعه اسرائيل، نشانگر اين است كه جنگ اخير در لبنان، در سه سال آيند، به طور سالانه نزديك به ٤٢ هزار نفر ديگر را در اسرائيل به زير خط فقر خواهد كشانيد. پژوهشى كه در كنفرانس اخير هرتزل ارائه شد (در ژوئيه ٢٠٠٦) نشان داد كه شمار فقيران اسرائيل به يك ميليون و ششصد و پنجاه هزار تن خواهد رسيد. «١» همه اين حقايق نشانههاى پايان دوران شكوفايى و پيشرفت پروژه اسرائيلى هستند كه بر تحقق پيروزىهاى پياپى (در گذشته)، برترى، احساس رفاه، و امنيت مبتنى بود.
پيوندهاى اجتماعى و سياسى و اتحاد جامعه سست شده اند. توان ارتش كه اساس همه اين عوامل بود، دچار تباهى و شكست جدى شده است. ارتش ديگر توان كسب پيروزى را ندارد.
تحقيقات اسرائيل درباره علل شكست در جنگ تابستان ٢٠٠٦ و افشاگرىهاى مطبوعات اسرائيلى در اين راستا، عميق بودن اين بحران را نشان مىدهند. اين بحران نه در مكانيسم تصميمگيرىها در اثناى جنگ بلكه به طور اساسى در اين عامل نهفته كه عناصر قدرت در اسرائيل دچار شكستهاى كشنده و ويرانگر شده است. مهمترين تباهى و شكست اين است كه ارتش اسرائيل، مانند گذشته ارتشى مردمى نيست؛ چون ملت و جامعه اسرائيل به ملتها و