جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٣٠
معناى حمايت از اين اشغالگرى بود در حاليكه حكومت لبنان آن را نمىپذيرفت. در اينجا نقش اصلى مقاومت در پيگيرى فعاليت خود تا آزادسازى كامل و نهايى اراضى باقى مانده مشخص مىگردد. به ويژه اينكه اشغالگرى ادامه يافته و نقض حاكميت و حريم لبنان در دريا، هوا و زمين همچنان ادامه دارد و روند صلح با موانعى روبروست. اگرچه اين صلح به ضرر اعراب است. علاوه بر اين بايد به تاريخ دراز مدت جنايات صهيونيستى از زمان تأسيس اين رژيم در سال ١٩٤٨ بر ضد لبنان و ملت لبنان را به ياد داشته باشيم كه اين رژيم از آن زمان تاكنون با اجراى تمامى قطعنامههاى بينالمللى مخالفت نموده و به كشتار، بازداشت و آواره سازى لبنانىها و نيز سرقت آب، اموال و ميراث لبنانىها ادامه داده است.
اسحاق رابين در سال ١٩٨٣ با عبارت «كسانى كه يورش به لبنان را طراحى نمودند حماقت بزرگى مرتكب شده اند» «١» حمله به لبنان را نكوهش نمود. وى در جاى ديگر اعتراف نمود كه «حزب الله ما را شكست داد». نويسنده استراتژيست صهيونيست «زئيف شيف» در سال ٢٠٠٠ در روزنامه «هاآرتص» مىنويسد: «شكست ناشى از يورش به مراتب بالاتر از شكست ناشى از عقبنشينى مىباشد.» به دليل قهرمانىهاى مقاومت در جنگ ٣٣ روزه، جدعون ليوى در هاآرتص مىنويسد: «توان ارتش ما محدود است، محدودتر از آن چيزى كه براى ما گفته اند.
اسرائيل براى ورود به ماجراجويى نظامى بعدى بيشتر انديشه خواهد نمود.» «٢» رؤوفين بدهتسور درهاآرتص مىنويسد: «بنت جبيل به نماد جنگ دوم لبنان تبديل خواهد شد. اين جنگ در ميراث رزمندگان حزب الله مانند استالينگراد لبنان باقى خواهد ماند. اما در مورد ما، يادمان دردناكى از شكست ارتش اسرائيل در جنگ خواهد بود.» معاريو در اين رابطه چنين هشدار مىدهد: «آماده جنگ بعدى بشويد ... جا دارد كه حقيقت را بگوييم: فرايند سياسى به طور كامل شكست خورده است. اما بزرگترين بحران ما ضربهاست كه به بازدارندگى اسرائيل وارد شده است. ضعف و ناتوانى در اين زمينه آشكار شده و شمارش معكوس براى جنگ بعدى شروع شده است. بدتر از همه اينكه ما آمادگى آن را نداريم.» «٣»