جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٩٨
نماينده سابق اسراييل در گفتگوى با سوريه نيز معتقد است، «١» جنگ دوم لبنان و نتايج آن بار د يگر اهميت مثلث سوريه- لبنان- اسراييل مانند سال ١٩٦٧ را احيا كرد، علت آن نيز ضعف سوريه است كه لبنان را به پايگاه خط مقدم ايران تبديل كرده. او مىگويد: الآن در واشنگتن و بسيارى از پايتختهاى جهان مىشنويم كه بايد در حل بحران لبنان، سوريه را مشاركت داد، به اين ترتيب سوريه كه زمانى اهميت خود را در ارتباط با لبنان از دست داده بود، بار ديگر اهميت و نقش خود را به دست آورده است.
وى مراحل سهگانه تعامل سوريه- اسراييل- لبنان از سال ١٩٦٧ تاكنون را اينگونه به تصوير مىكشد:
١. (از ١٩٧٦ تا ١٩٩١): در ماه مارس ارتش سوريه با موافقت امريكا و اسراييل در جنگ داخلى لبنان مداخله كرد، زيرا منافع مشترك سوريه و اسراييل در اين بود كه هيچيك از طرفهاى شبهنظاميان فلسطينى و چپىهاى لبنانى به پيروزى دست پيدا نكنند، و نيز خطر بروز جنگ ميان اسراييل و سوريه نيز از بين برود.
اين وضع تا اول دهه هشتاد ادامه داشت، در آغاز دهه هشتاد يعنى سال ١٩٨٢ اسراييل (به رهبرى بگين- شارون) جنگ «سلامة الجليل» را راه انداختند. بروز اين جنگ نشان داد كه اسراييل خواهان دور كردن سوريه از صحنه لبنان و برآورده شدن آرزوى واهى خود يعنى روى كار آمدن حكومتى طرفدار اسراييل در اين كشور است. سوريه توانست تا سال ١٩٨٤ رهبرى و تسلط خود را در لبنان حفظ كند، و از طرفى هم خواهان آرامش در جولان بود، و در واقع با حمايت از گروههاى فلسطين و حزبالله درگيرى خود با اسراييل را ادامه مىداد.
٢. (از ١٩٩١ تا ٢٠٠٠): در اين دهه فرايند صلح ميان اسراييل و سوريه شروع شد. اسراييل و امريكا در مقابل فلسطينىها اولويت را به سوريه دادند، گرچه آرزوى آنها بر باد رفت.
در اين موقع اسراييل آماده بود تا سلطه سوريه بر لبنان را بپذيرد و امريكا و اسراييل يك بازى دوگانه را پذيرفته بودند، زيرا سوريه هم زمان با گفتگوى با اسراييل از گروههاى تروريستى نيز حمايت مىكرد.