جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٩٦
در هر حال، من معتقدم كه بهتر است اسراييل به صورت جدى به فكر صلح با همسايگانش باشد تا سم مخرب را از منطقه دور كنند. نه تنها من بلكه بسيارى ديگر اين پيشنهاد را مطرح كردهاند، امّا بنا به دلايلى، اسراييلىها نمىخواهند آن را بفهمند.
«سل» ادامه مىدهد: در اين شرايط، اسراييل همچنان به نيرنگ و توطئه در منطقه دست مىزند، مثلًا به سوريه فشارى مىآورد تا از ايران دور شود؛ همچنانكه باور دارد كه مىتواند با همكارى كشورهاى اسلامى معتدل، پيمانى عليه ايران تشكيل دهد، غافل از اينكه همه اين اقدامات اشتباه است. اعتماد سوريه به ايران با برقرارى «صلح» كم شده و از بين مىرود، امّا نمىتوان جدايى ميان دو كشور را به عنوان يك شرط مطرح كرد.
از سال ١٩٧٩ سوريه و ايران همپيمان مىباشند و بهراحتى نمىتوانند از اين پيمان دست بكشند. همينطور، اسراييل نمىتواند از هيچ كشور عربى معتدل انتظار داشته باشد كه عليه سوريه و ايران به كمك او بشتابد، امّا به راحتى مىتواند با سوريه مصالحه كند همه مىدانند، اسراييل، امريكا را به حمله عليه ايران تشويق مىكند، نتيجه اين كار افزايش تنفر دنياى عرب از اسراييل مىشود، چرا اسراييلىها نمىفهمند الآن زمان آن فرارسيده تا براى كاهش انزجار و تنفر از خود تلاش كنند؟
همچنين اورى سافر، رئيس مركز صلح پرز، در اين باره مىگويد: «١» اگر نتيجهگيرى اصلى از جنگ دوم لبنان، ركود سياسى باشد، اين بدترين پيامد جنگ براى اسراييل به شمار مىرود. وى هشدار مىدهد، در واقع اسراييل با خطرى به مراتب بزرگتر از جنگ لبنان مواجه خواهد شد. چنانچه اولمرت بخواهد طرح سياسى زمان انتخابات را ناديده بگيرد.
سافر مىافزايد: با راهحلهاى يكجانبه مخالف است، زيرا هرگونه صلح جديدى با لبنان، و نيز صلح با فتح و حماس، بدون تأييد جامعه جهانى راه به جايى نمىبُرْد و فقط ما را به اقدامات نظامى مجبور مىكرد، البته نه به عنوان يك نيروى اشغالگر، بلكه براى دفاع در برابر حملات به مرزهاى بينالمللى كه به آن عقبنشينى كردهايم. البته من نمىخواهم بگويم كه عقبنشينىهاى يك جانبه هيچ سودى براى اسراييل به همراه نداشته است.