جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٨٢
منافع اسراييل اقتضا مىكند كه سوريه از ايران جدا شود و بهترين راه براى رسيدن به اين هدف نيز صلح با سوريه است. پس بايد براى صلح با سوريه گام برداشت، البته ما براى جلوگيرى از اقدام سوريه در قاچاق موشك براى حزب الله به منظور شليك به اسراييل، نبايد به دريوزگى بيفتيم. درباره لبنان نيز بايد بگوييم، كشورهاى عربى آن را نجات خواهند داد، گرچه ايران به دنبال ايجاد بحران در اين كشور مىباشد؛ هدف اصلى اسراييل بازدارندگى حزب الله است، بنابراين بايد آشكارا اعلام كند كه هرگونه حمله از سوى حزب الله با پاسخ شديد اسراييل رو به رو شده و لبنان و تمام زيرساختهاى آن نابود خواهد شد.
درباره جبهه دوم، يعنى فلسطين به انضمام ار جنگ ٣٣ روزه ٢٩٠ سردرگمى اسراييل در انتخاب گفتگو با سوريه و رويارويى با ايران ص : ٢٨٨ دن، بايد گفت كه از نظر سياسى، حكومت فعلىِ تشكيلات خودگردان به نفع اسراييل است و اسراييل بايد براى گفتگو با رهبران فلسطينى بكوشد؛ البته به شرط توقف خشونت و پذيرش پيمانهاى قبلى از سوى فلسطينىها، در غير اين صورت تلاش براى دستيابى به هر توافق نامه ديگرى، فايدهاى ندارد. تنها گفتگوى واقعى با طرف فلسطينى به او امكان مىدهد تا اقدامات او براى پايان جنگ مشروعيت پيدا كند.
به نظر زئيف شيف، در بعد نظامى، اسراييل به ويژه پس از جنگ لبنان بايد سختگيرانهتر عمل كند، و درباره شليك موشكهاى قسام نبايد در برابر فلسطينىها كوتاه بيايد. گرچه جناح چپ در اسراييل هميشه معتقد است كه اسراييل در برابر فلسطينىها مىتواند مخاطرات امنيتى و منطقهاى را تحمل كند؛ در حالى كه با يك ارتش ضعيف چنين امرى ممكن نيست؛ جنگ لبنان نقاط ضعف ارتش را آشكار كرد و نشان داد كه ارتش بايد قوى باشد. و بتواند با تهديد موشكى برخورد كند؛ در غير اين صورت صلح از در خانه ما رخت مىبندد و تهديد ايران عليه ما افزايش مىيابد.
انگيزههاى اسراييل براى بازگشت به راه حل سياسى به نظر تسفى كاسا «١» ، نويسنده اسراييلى، اگر اسراييل به دنبال تضمين هستى خود و مشاركت در ايجاد ثبات و پيشرفت منطقه است، بايد از طريق نشست با فلسطينىها و بازگشت به مرزهاى سال ١٩٦٧، براى دستيابى به تفاهم با كشورهاى اسلامى اهل سنت تلاش كند.