جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٨١
در سايه جنگ اخير لبنان، كارشناس استراتژيك، زئيف شيف، «١» با ارائه يك ديدگاه راهبردى، بيان مىدارد كه اسراييل از نظر راهبردى در يك تناقض عجيب به سر مىبرد. از يك طرف تاكيد مىكند كه تهديد هستهاى ايران، نظام دينى راديكال حاكم بر اين كشور و درخواست رئيس جمهورى احمدى نژاد براى نابودى اسراييل، هستى اين رژيم را، براى نخستين بار از سال ١٩٤٨ تاكنون، به خطر انداخته است. و از سوى ديگر اسراييل معتقد است كه جبهه اصلى روياروى آن جبهه فلسطينى است و به نظر مىرسد اين تناقضى كاملًا آشكار مىباشد.
او مىافزايد:
يك تحول راهبردى ضرورت پيدا كرده است، بايد بگوييم كه جبهه اصلى همان جبهه تهديد هستى اسراييل است. به همين دليل رويارويى نظامى اخير لبنان نشان داد كه توجه و اهتمام بيش از حد به فلسطين، ما را از توجه به تهديد حزب الله غافل كرد.
در تحول راهبردى اسراييل چند موضوع مهم بايد در نظر گرفته شود: برنامه ريزى كامل و تهيه برنامههاى عملى و كاربردى و تعيين اولويتهاى نظامى متناسب با آنها، هم چنين تغيير وضعيت بودجهبندى؛ نكته مهمتر اين كه بايد تمام تلاشها روى ايران و فعاليتهاى فرامنطقهاى آن متمركز شود. ايران حزب الله را بنا نهاد، از تروريسم فلسطينى حمايت مىكند، مىكوشد تا وضعيت راهبردى خليج [فارس] را تغيير دهد و بالاخره اين كه اين كشور درصدد است تا به نيروى برتر منطقه تبديل شود و اسراييل را مانع راه خود مىبينند، از اين رو معتقد است كه اسراييل بايد نابود شود. هم چنين ايران با امريكا، تركيه و مصر و برخى كشورهاى اروپايى مشكلات و چالشهايى نيز دارد، با اين وجود امريكا به دنبال گفتگو با ايران است، ايران هم براى اين گفتگو تمايل دارد، امّا بدون هيچ پيش شرطى؛ اسراييل بايد خطوط قرمز مربوط به تهران را به امريكايىها گوشزد كند.
هم چنين شيف باور دارد كه چنين انعطاف راهبردى در جبهه اصلى فلسطين پيامدهاى سياسى و نظامى در پى خواهد داشت. او مىافزايد تا چندى پيش تصور بر اين بود كه ايران تمايلى به ورود در جنگ لبنان ندارد، امّا در حين جنگ، ايران و سوريه ضربه محكمى به اسراييل زدند. حتى اگر اسراييل حاضر به صلح با اين كشورها باشد، نمىتواند برخى مسايل را ناديده بگيرد، مانند تاكيد رئيس جمهور ايران بر نابودى اسراييل: رابطه تهران و دمشق، موضوع هستهاى ايران.