جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٨
زندان وحشتناك «الخيام» شكنجه دادهاند، مورد ملاطفت و مهربانى قرار دهند و با آنان با اخلاقى كريمانه و مهرورزى رفتار نمايند.
رهبر مقاومت، حجةالاسلام والمسلمين سيد حسن نصرالله در سخنرانى مشهور خود در بنت جبيل تاكيد نمود كه پيروزى از آن يكايك لبنانىهاست و مقاومت در هيچ شرايطى خود را جايگزين حكومت و نهادهاى امنيتى لبنان نمىداند. مقاومت يك مأموريت دارد و آن پركردن شكاف ميان سطح نظامى ارتش تا دندان مسلح اسرائيل و ارتش لبنان مىباشد. ارتشى كه از محدوديت توان نظامى و امكانات رنج مىبرد. به دليل همين هماهنگى، همكارى و پيشرفت بود كه لبنان پيروزى بزرگى را به دست آورد؛ پيروزىاى كه همه ارتشهاى كشورهاى عربى نتوانستند در سالهاى ١٩٦٧ يا ١٩٧٣ آن را محقق سازند.
اما با اين وجود شكست نظامى اسرائيل در لبنان در سال ٢٠٠٠ نه در خرد مقاومت و نه در نگاه اسرائيلىها هرگز به معناى شكست كامل و هميشگى طرح صهيونيستى نبود، چون محال است كه اسرائيل، براساس اصول فكرى خود در رابطه با امنيت ملى، بتواند از طرحهاى تجزيهساز لبنان و ديگر كشورهاى عربى منطقه دست بردارد؛ رژيم صهيونيستى به اين حقيقت ايمان دارد كه هر آنچه براى اعراب سودمند مىباشد برخلاف مصالح اسرائيل مىباشد. عكس اين مسأله نيز وجود دارد. با توجه به اصل نبود تناسب ميان كميت و نوع در دو طرف نزاع، بىترديد اسرائيل نمىتواند از شيوههاى فتنهانگيزى، به كارگيرى اقليتها و استفاده از فساد موجود در بدنه حاكميت كشورهاى عربى بهره نگيرد و آن را در مسير انهدام توان و قدرت اين كشورها و نيز منحرف كردن جهت و سمت و سوى آن، به كار نگيرد. تحولات پس از يازده سپتامبر ٢٠٠١ و رويدادهاى نيويورك و واشنگتن به دست هواداران القاعده و پس از آن جنايت ترور رفيق حريرى، نخست وزير لبنان در سال ٢٠٠٥ به منظور ايجاد فرصتهايى صورت مىگرفت تا بتوانند جبهه مخالفت استراتژيك را در سه محور: لبنان، سوريه و فلسطين از بين ببرند. اسرائيلىها از اين جنايتها به بدترين شكل بهره بردند تا بتوانند اراده و روح مقاومت را در منطقه درهم پيچند و پيروزى چشمگير و بىسابقه حزب الله را وارد عرصه جنجالهاى داخلى و طرح هاى امريكايى- صهيونيستى نمايند. طرحهايى كه هدفشان سلطه كامل بر تمامى منطقه و استثمار منابع و امكانات منطقه به آسانترين شيوهها و با كمترين هزينه بود.