جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٧٠
افراد، شيمون پرز را كنار زد. در اين موقع بود كه شرايط نابسامان شد. حزب كار در نظرسنجىها به ٢٨ كرسى دست يافت. افرادى برجسته به پيرامون پرتز- كه در آن زمان دشمن جديد شارون بود- جمع شدند. اما امروزه وى به كيسه بوكس همه تبديل شده است و تلاش مىكند حيات سياسى خود را حفظ كند. ديگر هيچ كس وى را در نظر سنجىها نامزد نخست وزيرى نمىداند.
پرتز به دليل اشتباههاى فراوانش شايسته اين جايگاه پَست مىباشد. تيروش به پرتز ريشخند مىزند كه: «اگر از ائتلافى كه پس از پيروزى، اظهارات شجاعانه و حماسى ايرادكرد، فراتر رويم، در واقع اين امر، وجود رهبرى بينوا و بدبخت را نشان مىدهد.» وى افيشاى بريفرمن و عامى ايالون را ناديده مىگيرد. يعنى كسانى كه وى از بيم به خطر افتادن رهبرى اش در حزب درصدد تضعيف آنان بود. چون خطر اين دو فرد در خارج از دولت بيشتر از خطر آنان در درون دولت بود، زيرا اين دو در كاهش اعتماد به وى تلاش كردند. اشتباه دومى كه وى مرتكب شد و اعتماد به وى را از بين برد، موافقت او با پيشنهاد اولمرت براى پذيرش وزارت دفاع بود. «اين اقدامى خندهآور و مصلحتى براى دو طرف بود و به ضرر حكومت. اولمرت خواست كه هرشزيون- عنصر نزديك به وى- در وزارت دارايى باشد. به همين دليل- به گفته تيروش- دو انتصاب نامناسب را انجام داد. اما پرتز، معتقد بود كه منصب وزارت دفاع براى وى مىتواند چهره وى را به مردم به عنوان نامزد مناسب نخست وزيرى معرفى كند. وى از تخصص اصلى خود يعنى موضوع اجتماعى و اقتصادى كه مدت ها پرچم آن را به دوش مىكشيد، دست برداشت. پرتز در وزارت دفاع، همچون بسيارى از افراد پيشين مانند بنحاس لافون، موشه دايان، عيزر وايزمن، موشه آرنس، اسحاق مردخاى، شاؤول موفاز و حتى آريل شارون، دچار بسيارى از ناملايمتها و آزار و اذيتها شد.» اشتباه دوگانه اولمرت و پرتز موجب شد آنان به دنبال رسوايىهاى به بار آمده در جنگ دوم لبنان، هزينه سنگين خدشه دار شدن شهرت و جايگاه خود را باهم بپردازند. وى اكنون تلاش مىكند به مسير اجتماعى- اقتصادى خود بازگردد و با انجام مانورهاى مربوط به موازنههاى جديد، از پرونده امنيتى و لوازم مالى آن فرار كند. اما افكار عمومى اسرائيل بر اين باور است كه اين تلاشى ديرهنگام است. به هر حال، اولمرت، رهبر كاديما همچنان در معرض استيضاح و چه بسا محاكمه در مسائل فساد مالى مىباشد. در نتيجه وى حزبش را به سمت فروپاشى مىبرد و در همين حال فرصتهاى جديدى را به ديگر احزاب مىدهد. اما در مورد حزب كار، بايد گفت كه