جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٦٥
و شصت ميلادى، ارتش ما بسيار با جنگ ٣٣ روزه ٢٧٣ فصل سوم: پيامدهاى جنگ و آثار آن بر احزاب اسرائيل ص : ٢٦٧ ارزش، مرجع امور و كارخانهاى بود كه ملت را ساخت. اما امروز اين وضع تغيير كرده و نمىتوان به آن نقطه بازگشت.» «١» كسى كه اهداف اعلام شده جنگ اخير اسرائيل در لبنان را مرور كند، به روشنى مىبيند كه اين مسأله با موضوع بازگرداندن توان بازدارندگى- از زمان عقبنشينى ماه مه ٢٠٠٠ ميلادى از لبنان كه به مثابه فرار يك ارتش بزرگ از دست گروهى چريك بود-، ارتباط بسيار تنگاتنگى دارد. اسرائيل در آن زمان همچون كشور بزرگ منطقهاى ظاهر شد كه توان رويارويى با فشارهاى فرسايشى را دارد. اما رويدادهاى مرزهاى شمالى اين رژيم اشغالگر به گونهاى بروز نمود كه تأييدكننده نظريه سيد حسن نصرالله دبير كل حزب الله بود كه اسرائيل را «بيت العنكبوت» «٢» ناميد.
تسفى شتاوبر، رئيس مركز پژوهشهاى راهبردى يافا، وابسته به دانشگاه تل آويو، تبيين مىكند كه توان مجازاتىاسرائيل و آمادگى اين كشور براى اعمال آن، دو عنصر محورى و لازم براى بازدارندگى به شمار مىروند. طبيعى است كه اين دو براى وضعيت و شرايط اسرائيل ضرورى است. فرماندهان نظامى و مسئولان سياسى اسرائيل به اين پى بردهاند كه درهم كوبيدن توان حزب الله و از بين بردن الگوى نصرالله هدفى غير واقع بينانه است. دكتر رؤوفين ارليخ، «٣» متخصص امور لبنان نيز از همين شمار است. وى از اهداف بزرگ بازدارنده اسرائيل انتقاد مىكند و مىگويد: «هر كس كه به از بين بردن توان حزب الله مىانديشد، بايد بداند كه اين هدفى غير واقع بينانه است. بايد به اين بينديشيم كه چه چيزهايى قابل تحقق هستند؟
دهليزهاى لبنان بارها ما را به سوى خود مىكشاند. ما خواستار بيرون راندن لبنان از درون خود نيز مىباشيم. اما لبنان نمىگذارد. چون آرامشى كه در سال هاى اخير و پس از عقبنشينى حاكم گشت، نسبى و متزلزل بود، پس از آن چندين بار اين آرامش به هم خود و منجر به استقرار سازمانى مسلح در مرزهاى شمالى شد كه ما امروز بهاى آن را مىپردازيم.» ارليخ به شكست يكى از اركان سياست بازدارندگى اسرائيل يعنى ترور، اعتراف مىكند: اگر مىدانستيم كه ترور [سيد] عباس موسوى در سال ١٩٩٢ موجب مىشود معاونش [سيد] حسن نصرالله به روى كار بيايد، چه بسا كه قبل از اجراى اين ترور بيشتر فكر مىكرديم.