جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٥٧
موجب شد تنها نتيجهاى كه از اين وقايع به دست آيد، ناكامى فراگير و همه جانبه در عملكرد نيروى زمينى ارتش اسرائيل باشد. اين ناكامى- به گفته نويسنده- به صورت آگاهانه و از روى قصد و عمد صورت نگرفت، بلكه اين نتيجه يك در هم آميختگى و يا تركيبى كشنده است كه در شش سال گذشته ميان جنگ وحشيانه در درون مناطق فلسطينى و كاهش جدى بودجه امنيتى رخ داده و در كنار آن سرمايه گذارىهاى بزرگ و درعين حال بيش از اندازه در پروژههاى ديجيتال و بسيار پيشرفته در شاخه زمينى ارتش، تنها به شكل بسيار جزئى در بهبود توان نظامى آنان اثر گذار بوده است.
زيان بيشتر ناشى از جنگ در مناطق فلسطينى و كاهش بودجه در سالهاى اخير راتوان در سستى فراوانى مشاهده نمود كه فرماندهى نظامى از آن رنج مىبرد. اين سستى از فرماندهان جزء يعنى فرماندهان گروهانها گرفته تا فرمانده تيپ و لشكر نيز ادامه مىيابد. همه آنها به خوبى مىدانند چگونه براى دستگيرى در كرانه باخترى و يا ايجاد پايگاهى مناسب براى تانكهاى خود در چارچوب يك حمله نظامى در غزه برنامه ريزى نمايند و چنين عملياتى را طرحريزى كنند. اما آنان نمىدانند- و شايد هرگز فرانگرفتهاند كه- چگونه يك جنگ شكل مىگيرد تا بتوانند يك حمله و يا تصرف هدف و يا مقرى استحكام يافته را اجرا نمايند. چه بسا كه حتى فراموش كردهاند چگونه يك جنگ كلاسيكى از اين نوع، طرحريزى مىشود.
بن يشاى در ادامه مىنويسد: به نظر من جاى هيچگونه تعجب و شگفتى نيست كه در جنگ اخير بر ضد لبنان مىبينيم كه اقدامات قهرمانانه و شجاعانه تنها در نجات زخمىها و مصدومان مشاهده مىشود نه در تلاش براى اجراى مأموريت مأموريت امنيتى سوم كه باز بر دوش ارتش اسرائيل قرار مىگيرد، تحول در شيوههاى رزمى و تجهيزات جديد حمايتى در برابر نيروهاى تهاجمى است. اين مأموريت شامل تحول در نيروى زرهى، پياده، بالگردهاى پشتيبان مىباشد تا نيروى زمينى در ميدان نبردى كه پر از مين و بمبهاى كارگذاشته شده و موشكهاى ضد تانك و هواپيماست، بتواند با توان و قدرتى بهتر ايستادگى نموده و مأموريتهاى محوله اجرا شوند.
ممكن است كه ارتش اسرائيل در چند سال آينده در غزه، لبنان و بلندىهاى جولان با مشكلاتى مشابه و چه بسا دشوارتر و خطرناك تر از مشكلاتى مواجه شود كه تانكها و بالگردهايش