جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٣٩
طيرا در پايان مىگويد: احتمال دارد كه جنگ دوم لبنان، ويتنامِ اسرائيل باشد. اسرائيل در لبنان، همچون ويتنام تلاش كرد با بمبماران توپخانه اى، هوايى و بدون انجام مانورهاى زياد، و با به كارگيرى مقطعى و تدريجى نيروها، خصم را به زانو درآورد؛ اين درحالى بود كه در سايه افزايش مصدومان، حمايت مردمى نيزكاهش يافت. همچنين حكومت با اراده جدى، قاطع و به قصد كسب پيروزى وارد جنگ نشد. خبرهاى ناگوار از شكست ما در اين جنگ حكايت دارند. اما خبرهاى خرسند كننده اين است كه نيروهاى نظامى و احتياط ما نيروهايى شجاع و دلاور هستند. ولى اين بار به كارگيرى اين نيروها، به طور نادرستى صورت گرفت.
در كنار همه آنچه گفته شد، در مطبوعات اسرائيلى شاهد موجى از مقالات هستيم كه از ميزان شكست نظامى ارتش اسرائيل و ماشين جنگى اين رژيم سخن مىگويند به طورى كه برخى از تحليل گران، اين جنگ را ويران كننده بسيارى از بديهيات نظامى و رايج برشمردند و دو نظريه امنيتى اسرائيل را باطل قلمداد نمودند. اين دو نظريه عبارتند از: توان بازدارندگى (كه در خلال جنگ متزلزل شد) و كشف عمق اسرائيل يا جبهه داخلى (غير نظامى). اين مسأله در كنار سردرگمى و به هم خوردن توازن در تصميم سازىهاى فرماندهان عاليرتبه قرار مىگيرد. «١» تحليلگران اسرائيلى يكى از مهمترين غافلگيرىهاى اين جنگ را نه تنوع ابزارها و شيوههاى جنگى حزب الله، بلكه ناكامى دستگاه ضداطلاعات اسرائيل در شناسايى توان حزب الله مىدانند. مهمتر اينكه توان ضداطلاعاتى حزب الله به مراتب برتر از ضداطلاعات اسرائيل ظاهر شد. «٢» همچنانكه بركنارى فرمانده منطقه شمال در گرماگرم نبردهاى زمينى نشانگر شكست عميق فرماندهى اين منطقه و فرماندهى نيروهاى تهاجمى است كه در عمليات زمينى در قالب هشت لشكر ظاهر شدند. نيز تناقض و دوگانگى ميان سطوح سياسى و نهاد نظامى اسرائيل در هفتههاى اخير جنگ (كه موجب شد برخى از فرماندهان نظامى اسرائيل به سمت متهم كردن سطوح سياسى اسرائيل مبنى بر انداختن ارتش در آتش جنگ روى آورند) و نيز انهدام مركاوا، حمله به دو ناوچه اسرائيل و انهدام بالگرد، اعتقاد برخى از تحليلگران نظاميان اسرائيل را مبنى بر «فرسايش آمادگى و توان رزمى نيروهاى اين ارتش» تأييد مىكنند. «٣»