جنگ 33 روزه - حسینی فاضل، سید مرتضی - الصفحة ٢٣٣
با وجود ادعاى ابهام آميزبودن اهداف جنگ كه با هدف توجيه شكست اسرائيل اظهار مىشود، اهداف اسرائيل در اين جنگ را مىتوان اينگونه خلاصه نمود: از بين بردن تشكيلات، ساختار و زيرساختهاى تسليحاتى و لجستيكى حزب الله، و به دنبال آن ترميم توان بازدارندگى اسرائيل كه به دست مقاومت اسلامى لبنان و فلسطين درهم كوبيده شده بود و در نهايت تغيير شرايط سياسى- راهبردى لبنان. هر از گاهى مسأله اسيران ربوده شده و آزادسازى بى قيد و شرط آنها نيز مطرح مىگشت تا بهانهاى براى جنگ داشته باشد. در مطالعه اوليه برآيند اين جنگ مىتوان گفت برخلاف توان بالاى اسرائيل در ويرانگرى- كه در تخريب روستاها، شهرها و تخريب گسترده زيرساختهاى لبنان متجلى شد- سخن از ترميم توان بازدارندگى بسيار دشوار است. به رغم تفاوت سطح توان ويرانگرى دوطرف، حزب الله موفق شد زيانهاى مادى و معنوى سنگينى را به ارتش و جامعه اسرائيل وارد آورد. هزينه زيانهاى مادى اسرائيل تا شش ميليارد دلار برآورد شد كه از اين ميان دست كم دو ميليارد دلار هزينه مستقيم جنگ برآورد گرديده است. همچنانكه چهره خسته و درهم كوفته ارتش نشانگر چيزى نيست كه ادعا و يا آرزوى آن مىشد. بنابر اين سخن از ناكامىها و انواع كميتههاى تحقيق و حتى سخن از شكست و عدم كسب پيروزى، و به دنبال آن استعفاها و يا بركنارى فرماندهان بلندپايه، همه و همه، موجب مىشوند كه سخن از تحقق دستاوردها و موفقيتها به امرى مضحك مبدل گردد.
افرايم سنيه، عضو كنيست از حزب كار، در اثناى ديدار خود با فعالان اين حزب در تل آويو اعلام كرد كه «اسطوره شكست ناپذيرى سرباز اسرائيلى از بين رفته است.» همچنين متان فلنائى، معاون رئيس سابق ستاد ارتش و عضو كنيست از حزب كار در برابر كميسيون امنيتى- خارجى اعتراف كرد كه «اسرائيل تاكنون هرگز در چنين وضعيت پيچيده و سردرگمى قرار نگرفته بود.
من با شروع جنگ موافقت كردم اما اين اولين بارى است كه اسرائيل در ميدان نبرد شكست مىخورد. هنگامى كه ما پيروز شويم، مىفهميم كه پيروز شدهايم.» در همين راستا، اسحاق بن يسرائيل «١» مىنويسد: جنگ اخير در لبنان نشان داد كه در ارتش اسرائيل خللهاى زيادى وجود دارد. بايد به منظور ايجاد آمادگى براى جنگ بعدى بررسى و ارزيابى آنها را شروع نمود. جنگى كه بزرگتر از اين جنگ خواهد بود. از جمله اين خللها اين